مدیریت استراتژیک به شيوه دکتر راد
قسمت اول
از کتاب موج سوم: دنیا تا الآن سه موج را پشت سر گذاشته کشاورزی، صنعت و ارتباطات. جهان و محیط اطراف ما در حال تغییر است و در چنین شرایطی هیچ چیز خطرناکتر از دل بستن به کامیابیهای دیروز نیست.
پیتر دراکر- چارلزهندی: ما در حال انتقال از یک جامعه استخدامی به یک جامعه شبکهای هستیم. با ظهور سازمانهای جاری موج سوم رخ میدهد یعنی کار از راه دور-virtual organization شرایطی را فراهم کردند که جهان بهصورت شبکه تصور میشود. چالش مدیران آینده این است که سازمانی را اداره کنند که هیچ شباهتی به سازمانهای که به آنها عادت کردهایم ندارند. یعنی بحث مدیریت منابع انسانی جذب و نگهداری منابع انسانی و بهکارگیری نیروی انسانی شکلش به شکل امروزی نیست.
سازمان مجازی سازمانی است که زمان و مکان در آن به هم وابسته نیست، درواقع به صورت فیزیکی لمس نمیشود؛ که بحث ارتباط از راه دور را ایجاب میکند که علت اصلی آن ظهورش فنآوری اطلاعات است.
موج سوم بر پایه صنایع جدیدی شکل میگیرد. مثل کامپیوتر، ژنتیک و...
عوامل سنتی مثل زمین و سرمایه یک موقع خیلی ارزشمند بودند؛ که الآن بجای اینکه عوامل بازدارنده تولید میشوند در عوض این دانش است که مرز جغرافیایی نمیشناسد.
مقایسه بین ژاپن و ایران به لحاظ وسعت جغرافیایی ژاپن 5/1 ایران است. به لحاظ منابع طبیعی هم همینطور. ولی جمعیت آن دو برابر ایران است. حال چه تفاوتی وجود دارد که آنها ثروتمند هستند و ما نیستیم؛ اما آنجا دانش جایگاه ویژهای دارد که مرز جغرافیایی نمیشناسد. بسیاری از کشورها میآیند و نخبهها را میبرند یعنی نیروهای کارآمد را میبرند.
تغییر را نمیتوانیم مهار کنیم ولی از آن میتوان پیش افتاد
یک دانشمند ژاپنی میگوید: همهچیز در حال تغییر است.
انیشتین: شما نمیتوانید مشکلات جاری را با تفکر جاری حل کنید. مشکلات جاری زائیده تفکر جاری شما هستند.
حال در این شرایط چه باید کرد؟ فقط در این شرایط باید رفت روی spring board. اینجا باید بروی یک سطح بالاتر از گزینههای موجود فکر کنی. راهحل مسئله گاهی اوقات فراتر از گزینههای موجود است.
روند تغییرات اساسی در محیط عصر حاضر:1-از جامعه صنعتی بهسوی جامعه اطلاعاتی 2-از تکنولوژی سختافزار بهسوی دانش افزار 3- از اقتصاد ملی بهسوی اقتصاد جهانی (ناخودآگاه باید وارد عرصه جهانی شد.) 4-از تمرکز بهسوی عدم تمرکز 5- از رقابت در سطح ملی به رقابت در سطح جهانی 6- از این یا آنسوی چند انتخابی. 7- از ساختار سلسله مراتبی بهسوی نظام شبکهای.
ویژگی سازمانهای امروزی:1- در توجه به نیازها و منافع مشتری (چه داخلی و چه خارجی) جدیتر 2- در توسعه قابلیتها به سمت سازمانهای فرا جو نزدیکتر 3-در پذیرش تغییر و تحول مشتاقتر 4- در استفاده از تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی مهیاتر 5- در ارائه راهحلها نوآورتر 6-در واکنش به محیط منعطفتر 7- در تبدیل ایده به عمل سریعتر 8-در اعمال تغییرات اساسی تواناتر 9-وظایف پیچیده و فکری جایگزین وظایف ساده و فیزیک قبل شده است.10- تکنولوژی الکترونیک و بیولوژیک در جای تکنولوژی مکانیکی گذاشتهشده است. 11- بازارهای 12-شناور و مواج جایگزین بازارهای ثابت و پایدار گذشته شده است. 13-نگرش ارگانیک چند علیتی جایگزین نگرش مکانیکی تک علیتی شده است. 14- کارکنان تحصیلکرده و متخصص در جای کارگران بدون سواد و مهارت گذشته قرارگرفتهاند 15-تفاهم و تطابق بین مدیران و کارکنان، جایگزین تمایز عمیق بین مدیران و کارکنان شده است.
میدانیم که مدیرانی که برای سازمان خودشان نقشهای برای آینده دارند موفقترند. مدیران با دودسته وسایل سروکار دارند: مسائل عملیاتی مربوط به امروز و توسعه مربوط به فردا. غالباً امور دسته دون کلاً تحتالشعاع شرایط اضطرار حاصل از امور دسته اول قرار میگیرند. غرق شدن مدیران در مسائل عملیاتی و فراموش کردن مسائل مربوط به آینده شرکت بهتدریج سبب توسعه میشود خود نهاده ذهنی بر سر راه توسعه میشود.
سیر تحول مدیریت استراتژیک:
1-بودجهریزی (بودجه برنامه یک سال مالی تعیین میشود و حاوی پیشبینی درآمدها و هزینهها است).2-برنامهریزی بلندمدت 3- برنامهریزی استراتژیک 4- مدیریت استراتژیک 5- تفکر استراتژیک. مدیریت استراتژیک باید یک تفکر استراتژیک داشته باشد؛ یعنی مدیری که تفکر استراتژیک نداشته باشد اصلاً امیدی به تغییر نیست.
دیدگاههای مختلف به برنامهریزی و تغییر: برنامهریزی گذشتهنگر – برنامهریزی حال نگر – برنامهریزی آیندهنگر – مدیریت آیندهساز (تعاملی)
برخی گفتند که مدیریت استراتژیک همان مدیریت آیندهساز یا تعاملی است.
تاریخچه استراتژیک: 340 سال قبل از میلاد مسيح سان تزو سردار چینی کتاب هنر جنگ را نوشت و در آن بسیاری از مفاهیم رویکرد استراتژیک را معرفی کرد. در اوایل 1960 وزارت دفاع آمریکا تجربیات مهم و استراتژیک جنگ جهانی دوم را تدوین و مبانی استراتژیک را پایهگذاری کرد.
عقاید در نگاه اول وقتی در مورد استراتژیک حرف میزنیم این موضوع مطرح میشود که در کشورهای جهانسومی معلوم نیست که چه میشود. شاید برای خیلی از مدیران یک باور باشد که در جامعه ما کمتر به این مقوله پرداخته میشود. شاید به دلیل بیثباتی شغل مدیران باشد. امکانات دیگری هم هست در کشورهای جهان سوم نمیشود برنامهریزی برای 5 سال دیگر باید داشت. دانشمندان مدیریت همه خود عملکرد بودند بعد تئوریسین شدند مثل فایول- تیلور. بنابراین یک رابطه دوسویه بین محیط های کاری و دانشگاهها وجود دارد. معمولاً اینجا موضوعی که مطرح میشود تا حالا در مورد مدیریت استراتژیک دو رویکرد خلاصه کرد: 1- مکتب طراحی (پیش تدبیری)2-مکتب تجربی – انطباقی.
روش پیش تدبیری: درواقع میگوید شما برای انجام برنامهریزی باید از قبل چارهاندیشی کنید و بر اساس آن بیایید کارش را انجام دهید. مثل ارتش (قبل از جنگ برنامهریزی انجام میدهد.) اما عدهای هم میگویند حالا نقشه ریختی، لو رفت، مثل والفجر 8، حالا باید چه کنی؟ حالا باید شرایط را ببینی، تو اجرا باید شرایط عوض کنی که این روش تجربی، انطباقی است. یعنی این درست عکس آن چیزی است که نقشه ریختی عمل بکنی. گاهی اوقات در اجرا مجبوری که این کار را بکنی، دکتر میر سپاسی میگوید که باید از روش دومی تبعیت کنیم.
اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان
www.radbusiness.ir

نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.