براي چه شغلي ساخته شده ام؟
قسمت دوم
گردآورنده: دکتر حسين اميني راد
دستگاه عصبي چيست و چه کاري انجام مي دهد؟
دستگاه عصبي، مدار ارتباط الکتروشيميايي بدن است. دستگاه عصبي انسان از ميلياردها سلول به هم متصل ساخته شده و احتمالا سازمان يافته ترين مجموعه موجود کره زمين است. در يک سانتي متر مکهب از مغز انسان بيش از 50 ميليون سلول عصبي وجود دارد که هر يک با سلول هاي عصبي فراوان ديگري در قالب شبکه هاي پردازش اطلاعات ارتباط دارند و همين قضيه باعث مي شود که پيچيده ترين کامپيوترها در برابر دستگاه عصبي انسان ابتدايي جلوه دهد. تعاملات ما با دنياي اطرافمان حرکات بدن مان و انطباق مان با محيط تحت کنترل مغز و دستگاه عصبي است. دستگاه عصبي با داشتن چند خصوصيت فوق العاده مي تواند رفتارمان را هدايت کند. اين چند خصوصيت عبارتند از: پيچيدگي، يکپارچگي، انطباق پذيري و انتقال الکتروشيميايي.
براي توضيح مختصر خصوصيات فوق بايستي گفت که هماهنگ کردن ميلياردها سلول در هنگام آواز خواندن، نوشتن، صحبت کردن و فکر کردن يک کار حيرت آور است. از طرف ديگر استيون هايمن نام مغز را يکپارچه کننده بزرگ گداشته است. منظورش هم آن است که مغز کار حيرت آور کنار هم چيدن اطلاعات را انجام مي دهد. صداها، تصاوير، تماس ها، طعم، ژن، محيط و ... . مغز تمام اين کارها را ضمن کار کردن ما در هم ادغام و آن ها را يکپارچه مي کند. ناگفته نماند که دنياي اطراف ما پيوسته در حال تغيير کردن است. ما براي زنده ماندن بايد با شرايط منطبق شويم. مغز و دستگاه عصبي ما با هم به عنوان مامور انطباق با دنيا عمل مي کنند. با اين که سلول هاي عصبي در نواحي خاصي از مغز قرار دارند ولي ساختارهاي ثابت و تغيير ناپذيري نيستند. اگرچه آن ها بنيان ارثي و زيست شناختي دارند ولي پيوسته با تغييرات داخلي بدن و تغييرات محيط منطبق مي شوند. اصطلاح انطباق پذيري به ظرفيت خاص مغز براي اصلاح و تغيير اشاره دارد. تجارب ما در نوشتن و بازنويسي مغز دخالت دارند. به عنوان مثال هر بار که طفلي سعي مي کند يک شي را لمس کند يا عمدا به چهره اي نگاه مي کند تکانه هاي الکتريکي و قاصدهاي شيميايي در مغز او آزاد مي شوند و سلول هاي مغزي را به گذرگاه ها و شبکه ها وصل مي کنند. در مورد انتقال الکتروشيميايي بايد گفت که مغز و دستگاه عصبي اصولا به صورت دستگاه پردازش اطلاعات کار مي کنند که نيروي خود را از تکانه هاي الکتريکي و قاصدان شيميايي مي گيرند. آدم ها در هنگام صحبت کردن با يکديگر از کلمات استفاده مي کنند و سلول هاي عصبي در هنگام ارتباط برقرار کردن با يکديگر از مواد شيميايي استفاده مي کنند. اين دستگاه ارتباط الکتروشيميايي که در اکثر انسان ها به نحو موثري کار مي کند به ما اجازه فکر کردن و عمل کردن مي دهد. به عنوان مثال در حملات صرع، وقتي که اين دستگاه الکتروشيميايي اتصال پيدا مي کند، در جريان اطلاعات خلل وارد مي شود و مغز نمي تواند که اطلاعات را به شکل دقيقي هدايت کند. در عين حال شخص نمي تواند پردازش ذهني و رفتار کردن را به صورت موثري انجام بدهد. حملات صرع محصول تخليه هاي الکتريکي نابهنجار مغز هستند. همان طور که موج الکتريکي حاصل از رعد و برق باعث اختلال در مدارهاي کامپيوتر مي شود، موج الکتريکي مولد صرع نيز در مدارهاي پردازش اطلاعات مغز اختلال ايجاد مي کند. مغز اشخاص مبتلا به صرع در بين حملات، اطلاعات را بشکل موثري پردازش مي کند مگر آن که حملات چنان مکرر باشد که به مغزشان صدمه بزنند.
مغز و دستگاه عصبي در جريان تعامل و انطباق يافتن ما با دنيا دروندادهاي حسي را دريافت کرده و دروندادهاي حسي را منتقل مي کند. در عين حال اطلاعات دريافتي از محيط را يکپارچه و فعاليت هاي حرکتي بدن را هدايت مي کنند. جريان هاي اطلاعاتي واردشده به مغز از طريق دروندادهاي حسي در مغز يکپارچه مي شوند و سپس از مغز بيرون مي روند و به بروندادهاي حرکتي تبديل مي شوند.
در واقع وظایف مهمی که دستگاه عصبي به عهده دارد عبارتند از:
- تنظیم فعالیت های اندام های مختلف و مجموعه ارگانیسم انقباض عضلات و ترشح غدد، اعمال قلب و فعالیت های اندام های دیگر بدن و سوخت و ساز آن ها
- ارتباط اندام ها و دستگاه ها، هماهنگی فعالیت های بدن و تأمین همبستگی و وحدت ارگانیسم، عوامل و شرایط مختلفی بر کار هر یک از اندام ها و دستگاههای بدن اثر می گذارند و تغییری که در اعمال یک عضو و یا یک دستگاه ایجاد می شود منجر به تغییراتی در اعمال اندام ها و دستگاه های دیگر می گردد.
- تطابق ارگانیسم با محیط خارج
- تفکر، تکلم، حافظه و کلیه تظاهرات شعوری انسان به وجود دستگاه عصبی بستگی دارد.
جريان اطلاعات در دستگاه عصبي در گذرگاه هاي مخصوصي که براي انجام کارهاي مختلفي تنظيم شده اند برقرار مي شود. اين گذرگاه ها از اعصاب آوران، شبکه هاي عصبي و اعصاب وابران تشکيل شده اند.
اعصاب آوران يا اعصاب حسي، اطلاعات را به مغز مي آورند. اين گذرگاه هاي حسي اطلاعات مربوز به محيط بيرون و محيط بدن را از گيرنده هاي حسي مي گيرند و به مغز منتقل مي کنند.
اعصاب وابران يا اعصاب حرکتي نيز برونداد مغز را حمل مي کنند. اين گذرگاه هاي حرکتي اطلاعات را از مغز به دست ها، پاها و ساير مناطق بدن مي برند و امکان انجام رفتار حرکتي را به ما مي دهند.
بخش عمده پردازش اطلاعات در جريان گذر اطلاعات از شبکه هاي عصبي به دستگاه هاي عصبي مرکزي صورت مي گيرد. کار اين شبکه هاي سلول هاي عصبي يکپارچه کردن دروندادهاي حسي و برندادهاي حرکتي است.
دستگاه عصبي به دو بخش تقسيم مي شود: دستگاه عصبي مرکزي و دستگاه عصبي پيراموني.

دستگاه عصبي مرکزي از مغز و نخاع شوکي تشکيل مي شود. دستگاه عصبي پيراموني خودش دو بخش دارد: دستگاه عصبي تني و دستگاه عصبي خودمختار. دستگاه عصبي تني از اعصاب حسي که کارشان بردن اطلاعات مربوط به درد و دما از پوست و ماهيچه ها به دستگاه عصبي مرکزي است و اعصاب حرکتي که کارشان دستور دادن به ماهيچه ها است تشکيل مي شود. کار دستگاه عصبي خودمختار، بردن پيام ها به اندام هاي دروني و گرفتن پيام از اندام هاي دروني بدن، بازبيني فرآيندهايي چون تنفس، ضربان قلب و هضم است. دستگاه عصبي خودمختار نيز دو بخش دارد: دستگاه عصبي سمپاتيک که بدن را تحريک مي کند و دستگاه عصبي پاراسمپاتيک که بدن را آرام مي کند.
به عنوان مثال فرض کنيد آماده مي شويد تا از قاضي دادگاه بخواهيد تا جريمه شما را ناديده بگيرد. در استانه ورود به دادگاه براي آخرين بار يادداشت هاي تان را مرور مي کنيد تا يادتان بماند در دادگاه چه بگوييد. دستگاه عصبي پيراموني شما علائم مکتوب مندرج در يادداشت ها را به دستگاه دستگاه عصبي مرکزي مي برد. نکات مهم را حفظ کرده ايد و برنامه ريزي مي کنيد که چطور از قاضي تقاضاي خود را بخواهيد. جوکي را نيز يادداشت مي کنيد تا شايد قاضي را بخندانيد. باز هم دستگاه عصبي پيراموني شما وارد عمل مي شود و اطلاعات را از مغز شما به دست و پنجه شما مي برد تا بتوانيد علائمي را روي کاغذ بگذاريد. اطلاعاتي که از چشمان شما به مغز و دست تان منتقل مي شود تحت کنترل دستگاه عصبي تني مي باشد. چون اين اولين دادرسي شما در رابطه با اين جريمه است کمي مضطرب هستيد، دل آشوبه داريد و قلب تان تند تند مي زند. اين بخش سمپاتيک دستگاه عصبي خودمختار است که شمار را تحريک کرده است. بعد از اين که به خودتان گوشزد مي کنيد که شما در کار اشتباهي نکرده ايد دوباره آرام مي شويد. آرامش شما حاصل وارد عمل شدن بخش پاراسمپاتيک دستگاه عصبي خودمختار است.

در هر بخش دستگاه عصبي، اتفاقات زيادي در سطح سلولي مي افتد. سلول هاي عصبي مواد شيميايي و تکانه هاي الکتريکي همگن با هم اطلاعات را با سرعت 530 کيلومتر در ساعت منتقل مي کند. در نتيجه اطلاعات ظرف چند هزارم ثانيه از مغز شما به دست تان و بر عکس منتقل مي شود.
بنابراين دستگاه عصبی با هماهنگی فعالیتهای عضلات و اندامها، نظم داخلی را در بدن حفظ میکند. این سیستم پیامها را از اندامهای حسی دریافت میکند و ایجاد واکنشهای عصبی در سایر اندامها را تحریک میکند. از سایر عملکردهای سیستم عصبی میتوان به توانایی یادگیری و درک احساساتی مانند لذت، خوشحالی، ترس و خطر اشاره کرد. عملکردهای این سیستم از طریق سیگنالینگ و پیامرسانی الکتروشیمیایی بین اعصاب و سلولهای دیگر انجام میشود.
سیستم عصبی در انسان از مغز، نخاع، اندامهای حسی و تمام نورونهایی ساخته شده است که به عنوان کانالهای ارتباطی بین ارگانهای مختلف بدن فعالیت میکنند. سیستم عصبی انسان در درجه اول از یک نوع سلول واحد به نام نورون (Neuron) ساخته شده است. به نورونها، سلولهای عصبی نیز گفته میشود. سیستم عصبی از تعداد بسیاری نورون تشکیل شده است. نورونها از یک جسم سلولی مرکزی و تعدادی اجزای گسترش یافته به نامهای آکسون، پایانههای سیناپسی و دندریتها ساخته شدهاند. جسم سلولی همچنین به عنوان سوما (Soma) شناخته میشود.

ساختمان سلول عصبی
معمولاً به شاخههای گسترش یافته کوچکتر که نزدیک به جسم سلولی قرار دارند، دندریت گفته میشود و به عنوان یک قاعده کلی آنها برای دریافت محرکهای عصبی سازگاری پیدا کردهاند. بسیاری از نورونها دارای یک (و در برخی سلولها بیش از یک) آکسون بلند هستند که گاهی ممکن است بیش از یک متر طول داشته باشند. آکسونها اغلب دارای پوششي ليپيدي به نام غلاف میلین هستند که این غلافها به سلولهای عصبی کمک میکنند تا پیامهای الکتروشیمیایی را به سرعت به سمت نورون دیگر یا سلول مورد نظر منتقل کنند. بخشهایی از آکسونها که فاقد غلاف میلین هستند را گرههای رانویه Nodes of Ranvier میگویند.
با توجه به محل قرارگیری آنها به دستههای آکسونهای عصبی، اعصاب یا مجاری عصبی گفته میشود. سلولهای تخصصی به نام سلولهای گلیال که وظیفه تولید میلین و تأمین اکسیژن برای سلولهای عصبی را بر عهده دارند، معمولاً از سلولهای عصبی پشتیبانی میکنند. سلولهای گلیال به عنوان سلولهای پشتیبان سلولهای عصبی همچنین در ایجاد حمایت مکانیکی و محافظت در برابر عوامل بیماریزا از اهمیت بسیاری برخوردار هستند.

نورونها میتوانند برای ایجاد مدارها و شبکههایی که بر یادگیری، ادراک و رفتار تأثیر میگذارند و حتی واکنشهای فیزیولوژیکی قابل پیش بینی را نسبت به محرکهای خارجی ایجاد میکنند، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
همان طور که قبلا گفته شد سیستم عصبی وظایف زیادی را در بدن بر عهده دارد که در این جا به برخی از این وظایف اشاره میشود:
- هماهنگ کننده حرکت قطعات بدن
کارکرد اصلی دستگاه عصبی دریافت اطلاعات و ایجاد پاسخ به یک محرک معین است. اطلاعات و پاسخ میتواند ساده، ضعیف یا پیچیده باشد. به عنوان مثال، هنگامی که یک جسم داغ با دست لمس میشود، دمای آن به سرعت به سیستم عصبی مرکزی منتقل میشود و پاسخ آن یک بازتاب فوری در برداشتن دست از طریق عملکرد عضلات اسکلتی است. چند مورد از این دست حوادث همچنین میتواند منجر به شکل گیری یادگیری شود و حافظه طولانی مدت رمزگذاری شده و به عنوان یک سری از اتصالات عصبی در مغز ایجاد شود.

از طرف دیگر، اطلاعات دریافتی محرکی است که میتواند احساس نوشیدنی سرد در یک روز گرم باشد، جایی که بدن با احساس لذت به آن پاسخ میدهد. این پاسخ از طریق فعالیت عصبی در قسمتهای مختلف بدن بیان میشود. از طرف دیگر این طیف، محرک میتواند غیرمستقیم باشد، مانند صدای خش خش برگها در یک جنگل آرام که نشانگر حرکت آرام حیوانات بر روی آنها است. هر محرک میتواند در سیستم عصبی آبشاری از پیامهای عصبی ایجاد کند که منجر به پاسخ شود.
بدن انسان ممکن است با افزایش آدرنالین به صدای حرکت حیوانات بر روی برگها پاسخ دهد و این افزایش آدرنالین موجب تغییر وضعیت متابولیکی عضلات اسکلتی، صاف و قلبی شود. از سوی دیگر با استفاده از مکانیسم حافظه طولانی مدت رمزگذاری شده، سیستم عصبی میتواند حافظه را بازیابی کند و سعی کند احتمال این که حیوان یک مار سمی باشد را یادآوری کرده و بهترین مسیر ممکن برای فرار را به یاد بیاورد.
بخش عمده این عملکردها تقریباً بلافاصله بعد از دریافت محرک اتفاق میافتد. برخی از قسمتهای سیستم عصبی میتوانند اطلاعات مربوط به محرکها را چنان پیچیده و عمیق رمزگذاری کنند که فردی با تجربه مجدد حوادث خطرناک قبلی، لحظههای دردناک آن و تمام پاسخهای فیزیولوژیکی مربوط به محرک را تجربه کرده و به دقت به یاد آورد.
- درک و پاسخ به احساسات
از جمله حالتهای اصلی ورود به سیستم عصبی، تکانههای الکتریکی ناشی از اندامهای حسی است. به منظور ادغام اطلاعات و ارزیابی ماهیت دنیای خارجی، لمس، صدا، دیدن، بوئیدن و چشیدن به سیستم عصبی منتقل میشود. به طور مشابه، تعدادی از نورونها به عنوان حسگر برای وضعیت داخلی بدن عمل میکنند. از جمله این نورونها میتوان به نورونهای حسی در چشم، بینی و زبان اشاره کرد. این نورونهای حسی میتوانند فرد را از وجود غذای خوشمزه آگاه سازند و میل به خوردن را در او تحریک کنند.
پس از مصرف مواد غذایی، سلولهای عصبی در سيستم گوارش میتوانند کشش عضلات معده را حس کنند. هنگامی که این اطلاعات به سیستم عصبی مرکزی منتقل میشود، یک واکنش سیری ایجاد میشود که موجب ارسال پیام احساس «پر بودن» و تمایل به قطع غذا خوردن به مغز میشود. اینها پاسخهای پیچیدهای هستند که مستقیماً شامل یک سلول ماهیچهای نمیشوند. یک ادغام پیچیدهتری در این مرحله اتفاق میافتد، جایی که حافظه، یادگیری، شناخت و وضعیت عاطفی بر پاسخ فیزیولوژیکی ایجاد شده توسط سیستم عصبی تأثیر میگذارد.

- اندیشه و پردازش:
در حالی که سیستم عصبی میتواند به عنوان مرکز دریافت، پردازش و انتقال اطلاعات در نظر گرفته شود، عملکرد آن در اکثر ارگانیسمها پیچیده است. این عملکرد پیچیده در انسان برای تفکر، استدلال، زبان، ادراک و گفتار از اهمیت ویژهای برخوردار است. بخشهایی از سیستم عصبی مرکزی حرکات عضلانی ارادی وغیر ارادی را کنترل میکند، از جمله این حرکات میتوان به حرکات دست و پا و حرکات لولههای گوارشی اشاره کرد.
این بخش از سیستم عصبی برای حفظ تعادل، تنظیم دمای داخلی و ریتم شبانه روزی بدن بسیار مهم است. میزان تنفس، فشار خون و ضربان قلب نیز توسط سیستم عصبی تعدیل میشود. سیستم عصبی این عمل خود را با سیستم غدد درون ریز ادغام میکند تا بدن بتواند با هماهنگی و تنظیم دقیق به یک محرک پاسخ دهد.
آناتومی سیستم عصبی در انسان از مغز و نخاع تشکیل شده است. علاوه بر این، سیستم عصبی حاوی ارگانهای حسی اولیه و تمام اعصاب مرتبط با این اندامها نیز است. مغز و نخاع «سیستم عصبی مرکزی» (Central Nervous System) یا (CNS) را تشکیل میدهند. تمام بافتهای عصبی دیگر تحت عنوان سیستم عصبی محیطی (Peripheral Nervous System) یا (PNS) شناخته میشوند.

سیستم عصبی محیطی
سیستم عصبی محیطی از ۱۲ جفت رشته عصبی مغزی به همراه ۳۱ جفت رشته عصبی نخاعی تشکیل شده است. بنابراین، سیستم عصبی محیطی شامل نورونهایی در اندامهای حسی، تمام اعصاب حسی و تمام اعصاب حرکتی است که به نقاط مختلف بدن پیام ارسال میکنند. بخشی از دستگاه عصبی محیطی که اندامهای حرکتی را کنترل میکند خود شامل دو قسمت به نامهای دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خودمختار است.
اعصاب مغزی
اعصاب مغز از هستههای ساقه مغز منشا میگیرند. همان طور که در بالا اشاره شد این اعصاب شامل ۱۲ جفت عصب هستند که شامل موارد زیر هستند:
- عصب بویایی (Olfactory nerve)
- عصب بینایی (Optic nerve)
- عصب حرکتی چشمی (Oculomotor nerve)
- عصب قرقرهای (Trochlear nerve)
- عصب سه قلو یا سه شاخه (Trigeminal nerve)
- عصب ابدوسنس (Abducens nerve)
- عصب چهرهای (Facial nerve)
- عصب دهلیزی حلزونی (Vestibulocochlear nerve)
- عصب زبانی حلقی (Glossopharyngeal nerve)
- عصب واگ (Vagus nerve)
- عصب فرعی (Accessory nerve)
- عصب زیرزبانی (Hypoglossal nerve)

عصب بویایی و بینایی به عنوان بخشی از سیستم اعصاب مرکزی در نظر گرفته میشوند و از ساقه مغزی منشا نگرفتهاند و به همین دلیل نیز این جفت اعصاب فاقد هسته هستند. جفت عصب بویایی و بینایی عملکرد حسی دارند و سایر اعصاب مغزی دارای عملکرد حرکتی هستند. عصب دهم مغزی که عصب واگ نام دارد، طولانیترین عصب مغزی است که در فعالیتهای سیستم پاراسمپاتیک، تکلم و بلع غذا موثر است.
اعصاب نخاع
نخاع طناب بلند عصبی است که درون ستون مهرهها جای میگیرد و واسطه انتقال سیگنالهای عصبی حسی و حرکتی بین مغز و اعصاب محیطی است. هر عصب نخاعی به دو بخش به نامهای ریشه پیشین و ریشه پسین تقسیم میشود. ریشههای پیشین اعصاب خروجی یا نورونهای حرکتی را در بر میگیرد که پیامهای حرکتی را به ماهيچه ها و غدد بدن انتقال میدهند و ریشههای پسین اعصاب ورودی یا نورونهای حسی (شامل حسهای لامسه، حرارت، لرزش و درد) را شامل میشود.
سیستم عصبی مرکزی
از لحاظ عملکردی، اندامهای سیستم عصبی را میتوان به قسمتهای مختلف تقسیم کرد. به عنوان مثال، مغز در حفره جمجمه قرار دارد و وزن آن کمتر از 5/1 کیلوگرم است. این بخش مهم از سیستم عصبی در بسیاری از کارکردهای ذهنی پیچیده مانند برنامهریزی، آگاهی، درک و زبان نقش موثری دارد. مغز به بخشهای مختلفی نظیر مخ، مخچه و ساقه مغز تقسیم میشود.
مخ
«مخ» (Cerebrum) بزرگترین قسمت مغز است و مخ از دو نیمکره تشکیل شده است که در تصاویر این دو نیمکره به وضوح دیده میشوند. نیمکرههای مخ از نظر اندازه با هم برابر هستند. نیمکره راست مسئول مهارتهای هنری است و نیمکره چپ توانایی تفکر و استدلال را تقویت میکند. همچنین هر نیمکره دارای چهار لوب است. لوبهای مخ شامل موارد زیر هستند:
- لوب آهیانه (Parietal Lobe)
- لوب پیشانی یا قدامی (Frontal Lobe)
- لوب گیجگاهی (Temporal Lobe)
- لوب پس سری (Occipital Lobe)

هر کدام از لوبهای مخ دارای عملکردهای متمایز هستند که در کنترل تکانه، حل مسئله، درک بصری، شنوایی، زبان و گفتار نقش دارند. علاوه بر این هر کدام از لوبهای مخ مسئول یکی از حواس هستند: لوب آهیانه مسئول حس لامسه است، لوب پیشانی حس بویایی را ایجاد میکند، لوب گیجگاهی محل پردازش حواس شنوایی است و لوب پس سری عملکرد حس بینایی را بر عهده دارد.
مخچه
مخچه (Cerebellum) بخش کوچکی از مغز است که در قسمت عقبی جمجمه و پس سر قرار دارد و در ایجاد تعادل حرکتی بدن نقش دارد. این بخش مسئول حرکات ارادی بدن نیز است.
ساقه مغز
ساقه مغز (Brain Stem) نیز بخش انتهایی مغز است که خود شامل مغز میانی، پل مغزی و بصل النخاع است. ساقه مغز، مغز را به نخاع متصل میکند. مرکز حرکات غیر ارادی بدن، بخش بصل النخاع ساقه مغز است.
نورونها واحد عملکردی اساسی سیستم عصبی را تشکیل میدهند. آنها میتوانند بر اساس این که آیا اطلاعات را به سمت سیستم عصبی مرکزی حمل میکنند یا سیگنالهایی را از سیستم عصبی مرکزی منتقل میکنند، نورونهای ورودی یا خروجی باشند. برخی از نورونها، موسوم به «اینترنورون» (Interneurons) برای ادغام اطلاعات از محرکهای مختلف و ایجاد پاسخی یکپارچه مهم هستند.
ساختار دستگاه عصبی
دستگاه عصبی یک سیستم بسیار پیچیده برای هماهنگی رفتار یک ارگانیسم و کمک به آن در جهتیابی و واکنش در محیط خارج است. در سادهترین ارگانیسمها، دستگاه عصبی میتواند تنها از چند نورون و بدون سیستم عصبی مرکزی تشکیل شود. از سوی دیگر، در انسان با سیستم عصبی بسیار پیچیده، مغز قادر به تفکر پیچیده، منطقی و انتزاعی است و توانایی گفتار و تکلم به زبانهای مختلف را دارد.
به طور کلی دستگاه عصبی به گونهای سازمان یافته است که محرکهای ورودی محیط (مانند محرکهای بینایی یا لامسه) از سیستم عصبی محیطی به مغز ارسال میشود. در مغز، محرکهای ورودی به سرعت پردازش میشوند و با اعصاب مغزی ارتباط برقرار میکنند. سپس، مغز سیگنالهایی را به قسمتهای مختلف دیگر بدن ارسال میکند.
این سیگنالها میتوانند سیگنالهای جسمی باشند و حرکات ارادی را اعمال کنند. اعصابی که سیگنالهای جسمی یا سوماتیکی را به ماهیچههای اسکلتی و ماهیچه زبان منتقل میکنند، بخشی از سیستم عصبی پیکری یا سوماتیک هستند.
از طرف دیگر، سیگنالهای ارسالی از مغز میتوانند سیگنالهای خود مختار باشند، که بر روی غدد، عضلات صاف و سایر قسمتهایی که عموماً بخشی از پاسخهای غیرارادی هستند، عمل میکنند. این اعصاب بخشی از سیستم عصبی خودمختار هستند. سیستم عصبی خودمختار به سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسيم میشود.
کارکرد هماهنگ دو سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک موجب حفظ حالت پایدار بدن میشوند. سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک در دو جهت مخالف هم فعالیت میکنند، به طوری که سیستم سمپاتیک نقش تحریکی و سیستم پاراسمپاتیک نقش مهاری را در بدن انجام میدهند.

در نهايت به طور خلاصه دستگاه عصبي را به صورت زير بيان کرد:

اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان
ادامه دارد...
منابع:
https://aghaoloom.persianblog.ir/
کتاب زمينه روانشناسي نوشته جان دبليو. سانتراک، ترجمه: مهرداد فيروزبخت
www.radbusiness.ir

نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.