پرسشنامه خودشناسي

پرسشنامه خودشناسي کتل

 

  1. توجه من نسبت به اشخاص يا سرگرمي ها تقريبا به سرعت تغيير مي کند.
  2. اگر اشخاص نظر خوبي به من ندارند اين امر مانع آرامش فکري کامل من مي شود.
  3. دوست دارم نسبت به صحت آنچه مي خواهم بگويم کاملا مطمئن باشم قبل از اينکه عقيده خود را ابراز کنم.
  4. تمايل دارم که خود را به دست احساسات حسادت آميز بسپارم.
  5. اگر قرار باشد که زندگيم را دوباره شروع کنم.

الف- آن را به گونه اي متفاوت سازمان خواهم داد.

ب- دلم مي خواهد همان طور باشد که قبلا بوده است.

  1. والدينم را در مود همه مسائل تحسين مي کنم.
  2. اگر پاسخ نه بشنوم ناراحت مي شوم حتي وقتي مي دانم که آن چيزي که مي خواهم غيرممکن است.
  3. در مورد درستکاري اشخاص ترديد مي کنم که با من رفتاري دوستانه تر از آن دارند که انتظار داشته ام.
  4. وقتي دستوراتي مي دادند يا اطاعت مرا خواستار مي شوند، والدينم:

الف- همواره بسيار معقول بودند.

ب- غالبا نامعقول بودند.

  1. نيار من به دوستانم بيشتر از نياز آن ها به من است.
  2. من يقين دارم که مي توانم نيروهايم را بسيج کنم تا با يک مشکل ناگهاني مقابله نمايم.
  3. وقتي بچه بودم از تاريکي مي ترسيدم.
  4. ديگران گاهي به من مي ويند که به اساني هيجان را در صدايم و رفتارم نشان مي دهم.
  5. انتقادات شخصي بسياري از اشخاص مرا ناراحت مي کند به جاي آن که به من کمک کند.
  6. برايم غالبا اتفاق مي افتد که عليه اشخاص خشمگين شوم.
  7. احساس اضطراب مي کنم، مثل اينکه چيزي مي خواهم بدون آن که بدانم چيست.
  8. گاهي از خود مي پرسم که آيا اشخاصي که با آن ها صحبت مي کنم به آنچه مي گويم توجه مي کنند؟
  9. من هرگز احساس مبهم ناراحتي هايي مانند دردهاي نامعين، اختلالات هاضمه، احساس ضربان قلب و يره را نداشته ام.
  10. در موقع صحبت کردن با برخي اشخاص آنقدر ناراحت مي شوم که به سختي جرات حرف زدن دارم.
  11. من بيشتر از اغلب اشخاص، به هنگام انجام کاري، نيرو مصرف مي کنم ون آن را با تمام قوا انجام مي دهم.
  12. همواره به خود مي گويم حواس پرت نباشم و جزييات را فراموش نکنم
  13. هر اندازه موانع، مشکل و ناخوشايند باشند من ايستادگي مي کنم و اهداف نخستين خود را حفط مي کنم.
  14. من در موقعيت هاي هيجاني سردرگم مي شوم.
  15. من گاه و بيگاه خواب هايي مي بينم که خوابم را مختل مي کنند.
  16. من همواره به اندازه کافي نيرو دارم و در مقابل مشکلات قرار مي گيرم.
  17.  گاهي خود را مجبور مي بينم که چيزها را بدون دليل موجه بشمارم.
  18. غالبا اشخاص تا حدي روحيه اي عجيب دارند هر چند مايل به پذيرفتن آن نيستند.
  19. وقتي در مقابل ديگران مرتکب اشتباه مي شوم مي توانم آن را سريعا فراموش کنم.
  20. من احساس برخلقي مي کنم و نمي خواهم کسي را ببينم.

الف. گاهي

ب. تقريبا هميشه

  1. در مقابل بدبياري ها تقريبا به گريه مي افتم.
  2. حتي در ميان جمع گاهي احساس تنهايي و بي ارزشي بر من چيره مي شود.
  3. به هنگام شب بيدار مي شوم و به دليل مشغوليات فکري به سختي مي توانم بخوابم.
  4. مشکلاتي که برايم پيش مي آيد هر چند که باشند معمولا حالم خوب است.
  5. گاهي براي چيزهاي بسيار کوچک احساس گناه و پشيماني مي کنم.
  6. اعصابم آنقدر تحريک شده است که بعضي صداها مثل صداي در، به نظرم غير قابل تحمل مي آيد.
  7. اگر چيزي به شدت ناراحتم کند معمولا آرامشم را خيلي زود به دست مي آورم.
  8. تمايل به لرزيدن يا عرق کردن دارم وقتي به کار مشکلي فکر مي کنم که بايستي انجام دهم.
  9. معمولا به سرعت در عرض چند دقيقه خوابم مي برد وقتي به رختخواب مي روم.
  10. گاهي دچار حالت تنش يا نا آرامي مي شوم وقتي به چيزهايي فکر مي کنم که اندکي پيش فکرم را مشغول کرده بودند.

 

www.radbusiness.ir

دیگر مقالات
ارسال نظر
حداکثر تعداد کاراکتر متن نظر 500 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.