داستان کسب و کار به شيوه دکتر راد - قسمت 4

داستان کسب و کار به شيوه دکتر راد

قسمت چهارم

بالاخره صفحات کتاب را يکي پس از ديگري در نورديدم. شروع فوق العاده اي داشت. کتاب به اين دليل برايم جذاب بود که نوشته هاي آن، حرف هاي خودم بود. در تمام مشاوره هايم به صاحبان برندها همين ها را مي گويم و چه کنم که متاسفانه اکثريت آن ها عمل نمي کنند. اگر هم اجرا مي کنند که تعدادشان هم بسيار کم است. از اين تعداد کم هم باز تعداد کمتري هستند که به طور مستمر اجرا مي کنند. در بخشي از اين کتاب آمده است: "رسانه هاي اجتماعي به رهبران کسب و کارها و برندها قدرتي مي دهند تا محتوايشان را نشر دهند و بتوانند توجه مخاطب را جلب نمايند. از اين رو، شاهد افزايش بازاريابي محتوا به نام برند روزنامه نگاري هستيم. حال شما مي توانيد داستانتان را مثل يک خبرنگار بگوييد و با سبکي به انتخاب خود آن را نشر دهيد. دنبال کننده، طرفداران و مشتريان خواهان اصالت و اعتبار هستند. آن محتوايي را مي خوانند، از  آن لذت مي برند و با ديگران به اشتراک مي گذارند که برايشان با ارزش باشد و آن را براي آموزش، الهام بخشي و اعتبار دادن مناسب بدانند. من باهوشم، من باحالم، من جذابم چون اين مطالب را به اشتراک مي گذارم."

بعد از خواندن اين جملات کتاب را بستم و به فکر فرو رفتم و با خودم گفتم: خدايا اين جملات من است. من و نويسنده چقدر هم نظر هستيم. هميشه خانم حاجيان از مطالب و محتواهاي انباشته شده در آفيس گله مي کرد و مي گفت: من هر چه را که بتوانم مديريت مي کنم اما از اين کاغذها و فايل هاي تلمبار وحشت دارم و نمي توانم برايشان کاري انجام دهم. خانم حاجيان کاملا درست مي گفت. او يک مدير اجرايي بي نظير است ولي مطمئنا به تنهايي از عهده ساماندهي اين کار بر نمي آمد. کارها و برنامه هايي را که به او مي سپرم به راحتي آب خوردن و با سرعت هر چه تمام تر اجرا مي کند. جالب اين است که از وجود خانم حاجيان نه تنها خيال من بلکه خيال مديران برندهايي که مشاوره آنها را هم بر عهده داريم هم راحت است. آن ها در همان جلسات ابتدايي مشاوره به اين موضوع پي مي برند. به خاطر داشته باشيد که يکي از ارکان اصلي و کليدي موفقيت سازمان هاي امروزي مدير هماهنگ کننده است. چرا که سازمان هاي امروزي سازمان هايي هستند که تيم وار حرکت مي کنند و تيم براي گردش کاري يا فرآيندهاي خود نياز به يک مديريت مناسب و يک رويکرد هماهنگ براي موفقيت دارد که مسئوليت گسترده اي در سازمان دارد. مدير هماهنگي بخش جدايي ناپذير يک تيم است. مديريت جريان درست کارها، مسئوليت کيفيت اجراي کارها و تشخيص و حل مسائل درون گروهي از جمله وظايف کليدي مدير هماهنگ کننده است. نياز به يک مدير هماهنگي، براي تمرکز بر اهداف از پيش تعيين شده در سازمان، کشف و استخراج توانايي‌هاي اعضاي سازمان و تفويض مناسب کار میان تک تک افراد در سازمان هاي پيشرو کاملا احساس مي شود. هماهنگ کننده رهبري سازمان را به عهده می گیرد و با عنوان رئیس نیز نامیده می شود. او سازمان را به سمتي هدايت مي کند که اهداف سازماني تحقق يابد. يک مدير هماهنگ کننده بايد يک شنونده فوق العاده باشد و به طور فطری قادر به تشخیص ارزشی باشد که هر کدام از اعضا برای سازمان دارند. هماهنگ کننده بايد کاملا خوش اخلاق باشد و تکنيک هاي ايجاد ارتباط با ديگران را به درستي بداند. در واقع يک مدير هماهنگ کننده بايد يک فروشنده قهار باشد تا ديگران حرفش را بخرند. ضعف های احتمالی يک مدير هماهنگ کننده شايد این باشد که ممکن است مسئولیت های بسیار شخصی را به افراد محول کند و یا احتمالا تمایل به کنترل افراد داشته باشد. يک مدير ارشد با داشتن يک مدير هماهنگي فوق العاده و باهوش بايد خودش را به چشم انداز سازماني خيلي خيلي نزديک ببيند. من اين را از مرديت بلبين (Meredith Belbin)  دانشمندی انگلیسی  ياد گرفتم.

بلبین ٩ نقش گروهی را شناسایی کرده و آنها را در ٣ گروه؛ فعالیت محور (Action Oriented)، مردم محور (People Oriented) و تفکر محور(Thinking Oriented)  طبقه بندی کرده و هریک از این ٩ نقش را از نظر شخصیت شناسی بررسی کرده است.

نقش های حرکت محور:

شکل دهنده (Shaper): این افراد معمولاً سایر اعضای تیم را به چالش می کشند تا پیشرفت کنند. معمولاً پویا هستند و بهترین راه حل را برای هر مشکلی پیدا می کنند. ایراد این شخصیت بیش از حد بحث کردن او است.

اجرا کننده (Implementer): این افراد ایده ها را به مرحله عمل می رسانند. معمولاً افراد محافظه کار و منضبطی هستند و از طرفی ممکن است افراد غیر قابل انعطاف و مقاوم در برابر تغییر باشند.

تمام کننده (Completer-Finisher): این افراد از نبودن هر نوع مشکل و ایرادی اطمینان حاصل می کنند و باید کوچکترین چیزها را بررسی کنند، به زمان اتمام کار بسیار اهمیت می دهند و افراد کمالگرا و مضطربی هستند.

نقش های مردم محور:

هماهنگ کننده (Co-ordinator): این افراد نقش رهبری سنتی را بر عهده می گیرند، آنها اغلب شنوندگان عالی هستند و قادرند ارزشی که هر عضو تیم ایجاد می کند را تشخیص دهند. آن ها آرام و باهوش هستند و وظایفشان را به بهترین شکل انجام می دهند.

انجام دهنده کار تیمی (Team Worker): این افراد از انجام کار تیمی در گروه اطمینان حاصل می کنند و نقش پشتیبان را دارند. آنها با اعضای تیم مذاکره می کنند و معمولاً انعطاف پذیر، با سیاست و ادراکی هستند.

محقق منابع(Resource Investigator): این افراد خلاق و کنجکاو هستند و تمام گزینه های موجود را بررسی می کنند و ذینفعان خارجی را برای کمک به تیم برای دستیابی به اهدافش شناسایی می کنند. اما از طرفی ممکن است اشتیاق خود را به سرعت از دست بدهند و افراد خوشبینی هستند.

نقش های تفکر محور:

نوآور (Plant): این افراد خلاق و ایده پرداز هستند و رویکرد های جدیدی را عنوان می کنند. این افراد معمولاً درون گرا هستند، ترجیح میدهند جدا از تیم فعالیت کنند و ممکن است روابط عمومی ضعیفی داشته باشند.

ارزیابی کننده(Monitor Evaluator): این افراد ایده هایی که نوآوران بیان می کنند را ارزیابی و بررسی می کنند. آنها متفکران کلیدی هستند و به دقت تمام جنبه های هر ایده را بررسی می کنند اما گاهی از نظر انگیزه دادن ضعیف هستند.

متخصص (Specialist): افرادی هستند که دانش تخصصی دارند که برای اتمام کار لازم است. نقش آن ها در تیم همین تخصص آنهاست و برای وضعیت حرفه ای خود تلاش می کنند. این امر ممکن است مشارکت آنها را در تیم کمتر کند.

در هر صورت بايد بگويم که داشتن محتواي زياد اصلا خوب نيست. آدم سر در گم مي شود. وقتي به مطالب بي سامان خودم فکر مي کنم پريشان مي شوم. خدايا من چقدر محتوا دارم. مسئوليت برندها توليد محتوايي است که مردم بخوانند و به اشتراک بگذارند. بدون محتواي اصيل و ارزشمند کسب و کار شما محکوم به شکست است. برندها بايد اين تاکتيک با ارزش را ياد بگيرند و در برنامه هاي بازاريابي خود بگنجانند و با حساسيت آن را اجرا کنند. ابزارهاي بازاريابي کلاسيک توضيح مي دهند که محصولات و خدمات يک برند چطور مي تواند به مشتري کمک کند. بروشورها، صفحات سفيد و تعداد زيادي پست بازاريابي محتوا در مورد سودمندي ها، وقايع، مشخصات و عملکرد يک محصول يا خدمت را به اشتراک مي گذارند. هر چند که اين رويکرد نمي تواند مخاطب را جذب نمايد زيرا نيازها و اهداف آن ها را پوشش نمي دهد. حال فکر کنيد که چطور مشتريان شما از محتواي شما بايد لذت ببرند. در ادامه کتاب اين جمله فوق العاده آمده بود: مخاطبان امروزه انتظار دارند در محتواي خود ستاره باشند. اين که سعي نماييد مخاطبتان را با شرح آن ه که برايش مهم است جذب نماييد امري ضروري است.

اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان

 

www.radbusiness.ir

دیگر مقالات
ارسال نظر
حداکثر تعداد کاراکتر متن نظر 500 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.