اصول بازرگاني و تجارت بين الملل - قسمت 3

اصول بازرگاني و تجارت بين الملل

قسمت سوم

گردآورنده: دکتر حسين اميني راد

مدل الماس پورتر

فرآيند جهاني شدن به وجود آمدن سازمان تجارت جهاني و يکپارچگي بازارهاي جهاني، پيشرفت هاي سريع و بنيادين تکنولوژيک، پيشرفت هاي جديد در زمينه فناوري و اطلاعات، افزايش تغييرات سريع در الگوهاي مصرف و تقاضا، تبيين کنترل هاي آلودگي محيط زيست و حفظ منابع انرژي، کمبود منابع و هزينه هاي بالاي آن ها منوط به تصميم گيري درست و به موقع در برابر اين تغييرات است. در اين ميان فرآيند جهاني شدن و گسترش بازارهاي مصرف و نيز افزايش تعداد رقبا و شدت رقابت، باعث اهميت بخشيدن به مفاهيمي مانند رقابت پذيري شده است. اين امر موجب گرديده تا بنگاه ها، صنايع و کشورهاي مختلف در جهت ارتقاي رقابت پذيري خود به شناسايي عوامل موثر بر رقابت پذيري و تقويت آن ها تلاش کنند. بسياري از محققان جهت توجيه و تفسير رقابت پذيري و عوامل موثر بر ,ن نظريات و مدل هايي را عرضه داشتند و عوامل موثر بر رقابت پذيري را دسته بندي کرده و در قالب مدل هايي ارائه کرده اند. بنابراین، می توان گفت عناوین رقابت پذیری ملی و رقابت پذیری جهانی، واژه هایی جدید در لغت نامه تجارت و کسب و کار هستند.

مفهوم رقابت پذيري:

مطالعه نظريات صاحب نظران و پژوهشگران مختلف نشان مي دهد که از رقابت پذيري تعريف و تعبير واحدي وجود ندارد، اما به طور کلي مي توان رقابت پذيري را قابليت ها و توانمندي هايي دانست که يک کسب و کار، صنعت، منطقه و کشور دارا هستند و مي توانند آن ها را حفظ کنند تا در عرصه رقابت بين المللي نرخ بازگشت بالايي را در فاکتورهاي توليد ايجاد کرده و نيروي انساني خود را در وضعيت نسبتا بالايي قرار دهند. به عبارت ديگر رقابت پذيري توانايي افزايش سهم بازار، سوددهي، رشد ارزش افزوده و ماندن در صحنه رقابت عادلانه و بين المللي براي يک دوره طولاني است.

رقابت پذیری جهانی:

رقابت پذیری جهانی، موضوعی میان رشته ای بین اقتصاد بین الملل و مدیریت استراتژیک است. این بحث، جنبه های متعددی از قوانین و مقررات را از هر دو طرف با یکدیگر ادغام کرده و شامل تجارت بین الملل و عرضه و تقاضای جهانی، ساختارهای صنعتی، سطوح رقابت در بین صنایع و استراتژی های به کار گرفته شده توسط رقباست. واسیلی لئونتیف، برنده جایزه نوبل اقتصاد در ۱۹۷۳، یکی از اولین دانشمندانی بود که عنصری تجربی را وارد عرضه تئوریک تجارت بین الملل کرد و آن پارادوکس معروفش در تئوری هکشر- اوهلين است. بعداً دانشمندان مدیریت از مفهوم رقابت جهانی در تحقیقات خود استفاده کردند. بعد از تحقیقات فراوان، بسیاری بر این عقیده بودند که رقابت پذیری جهانی برای یک ملت، معادل رقابت پذیری جهانی در یک شرکت خاص نیست. تا امروز هنوز هیچ کس در دنیا تعریفی را که از رقابت پذیری جهانی در ادبیات کنونی وجود دارد به طور کامل نپذیرفته است. عدم توافق در معنا بیشتر به دلیل طبیعت چندوجهی ساختار و شکل رقابت پذیری است.

در بررسي رقابت پذيري مي توان از زاويه ديگري نيز به مسئله نگريست و آن منابع ايجاد رقابت پذيري است. منابع ايجاد رقابت پذيري را مي توان در سه دسته فناوري، سازمان و نيروي انساني تقسيم بندي کرد. مزيت رقابتي حاصل از نيروي انساني دوام و پايداري بيشتري نسبت به ساير مزيت هاي رقابتي دارند و مدت زمان بيشتري لازم است تا رقبا بتوانند اين مزيت هاي رقابتي را تقليد کنند.

در عصر حاضر ذهن اغلب اقتصاددانان، مديران صنايع و حتي دولتمردان را به خود مشغول کرده است که چرا برخي از کشورها در رقلبت بين الملل از ديگر کشورها موفق ترند؟ به بيان ديگر بحث رقابت پذيري يکي از مهم ترين دغدغه هاي تجارت و فعاليت در محيط پويا و رقابتي امروز است. نظريه اي که بتواند بيشتر نيازها و شرايط فوق را پاسخگو باشد، مدل الماس مزيت رقابت ملي مايکل پورتر است. مدل الماس یکی از چند مدل محدود در تحقیقات تجارت بین الملل است که نشان می دهد رقابت ملی در سطح صنعتی معین، شامل چه مواردی است.

بعضي از اقتصاددانان به رقابت ملي به عنوان يک پديده اقتصادي کلان مي نگرند که محرک آن متغيرهايي نظير نرخ مبادله، نرخ بهره و کسر بودجه دولتي مي باشد. ديگران رقابت را تابعي از نيروي کار رازان و فراوان به حساب مي آورند. ديدگاه ديگر رقابت را به منابع ملي پيوند مي دهد و حتي اين بحث مطرح شده که محرک رقابت مي تواند سياست هاي دولتي باشد و سرانجام عده اي رقابت ملي را متاثر از قابليت هاي مديريت مي دانند. اما پورتر معتقد است که هيچ کدام از اين توضيحات کاملا رضايت بخش نيست و هيچ کدام از منطق کافي براي توضيح در درون مرزهاي ملي برخوردار نيستند.

پورتر در کتاب مزيت هاي رقابتي ملل در سال 1990 بيان مي کند که پايداري مزيت هاي رقابتي کشورها در سطح صنايع توسط شش عامل با ديگر کشورها قابل مقايسه است و آن را الماس ناميد. اين مدل ابتدا در 10 کشور که 8 کشور توسعه يافته و 2 کشور در حال توسعه در حال توسعه بودند مورد بررسي قرار گرفت. اين کشورها عبارت بودند از: دانمارک، آلمان، ايتاليا، ژاپن، کره، سنگاپور، سوئد، سوئيس، انگلستان و آمريکا. مدل پورتر شامل چهار عنصر کلیدی است. این مدل به صورت الماسی است که چهار عامل آن به صورت مرتبط، رقابت جهانی یک شرکت را در صنعتی معین، تعیین می کنند. شکل زير، نمای کلی مدلی را نشان می دهد. گرچه در مدل اصلی تشریح نشده است، اما پورتر به نقش دو عامل دولت و شانس هم در مزیت رقابتی ملی اذعان می کند. البته توجه پورتر به تأثیر نیروی دولت و شانس در رقابت پذیری جهانی باید مورد عنایت قرار گیرد. بدون شک دولت ها نقش چشمگیری در افزایش رقابت پذیری شرکت ها در سطح جهانی دارند، حال آنکه عامل نه چندان آشکار مدل یعنی دولت ها، غیرمستقیم در هر ۴ عامل الماس وجود دارند آن هم از طریق آیین نامه ها، رویه های قانونی و زیربناها.

شانس، اساساً عامل غیرقابل پیش بینی است که سخت می توان آن را شناسایی و عملیاتی کرد. این مورد در حقیقت، عنصر اتفاقی و احتمالی مدل است. پورتر به روشنی تأثیر زیاد زمان، مکان و شانس را در اثربخشی شرکت ها مورد اشاره قرار داد.

اولین عنصر مدل الماس، «شرایط تقاضا»ست. این عنصر، بیانگر سطح تقاضای داخلی است که یک شرکت با آن روبه روست. شرایط تقاضا، همزمان دو عامل کمیت تقاضا (تعداد) و میزان رضایت مشتریان در بازار داخلی (کیفیت) را دربرمی گیرد. به طورکلی، شرایط تقاضا به سطح پیشرفت اقتصادی یک کشور بستگی دارد. مدل پورتر، بیان می کند که یک منبع اولیه تقاضا برای شرکت ها در صنعتی معین، تقاضای داخلی برای آن هاست. بسیاری از مشتریان داخلی، شرکت ها را نسبت به تمرکز بر نیازها و اولویت های مشتریان آگاه می کنند. همچنین حجم تقاضا، شرکت ها را به سطح بالاتری از کارایی و بهره وری سوق می دهد. بنابراین، سطح بالای تقاضا در یک ملت، باعث می شود تا شرکت ها در صنعتی مشخص در سطح جهانی رقابت پذیر باشند، مانند فرانسه در کالاهای لوکس (مثلا لوازم آرایشی و مد) و حضور مداوم کشور سوئیس در صنایع با دقت بالا (مثلا بانکداری و ساعت سازی).

دومین عنصر مدل، شرایط عوامل است. بر اساس نظر پورتر، «شرایط عوامل» شامل تمامی عوامل تولید است که شرکت از آن ها در تجارت و کسب و کار خود استفاده می کند. این عوامل شامل عوامل سنتی تولید، نیروی کار، سرمایه و همچنین مواد خام طبیعی موجود است. از دیگر عوامل تولید می توان به ساختارهای دست سازی اشاره کرد که تجارت را تسهیل می کنند و در برگیرنده سیستم های اصلی زیربنایی مانند: جاده ها، سیستم های آب رسانی و ارتباطات هستند. دیگر عوامل تولید، آن هایی هستند که خاص شرکت هستند نظیر: کارافرینی و خلاقیت. دیگر عوامل می توانند سیستم های آموزشی و حقوقی باشند. پورتر این عوامل را به ۵ طبقه اصلی تقسیم کرده است: منابع انسانی، منابع فیزیکی، منابع دانش، منابع سرمایه ای و منابع زیربنایی. هرچه این عوامل پیشرفته تر باشند، موفقیت بیشتری را برای کسب و کارهایی که در کشور وجود دارند، به ارمغان می آورند. این عوامل، ورودی ها و سیستم های مورد نیازی را تأمین می کند که باعث کسب مزیت رقابتی کسب و کارها در بین رقبای آن ها می شود. بدون این عوامل، شرکت ها مجبور می شوند منابع خود را برای تأمین چنین ساختارهایی برای تجارت و مبادله گسترش دهند.

عنصر سوم مدل، صنایع مرتبط و پشتیبان است. این جنبه از مدل، درباره اهمیت کسب و کارهایی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، صنعتی معین را تحت تأثیر قرار می دهند. پورتر می گوید که شرکت ها به این کسب و کارهای جنبی، به عنوان صنایع مرتبط و پشتیبان نیاز دارند. اینها، اغلب تأمین کنندگان یا توزیع کنندگانی را در برمی گیرند که در خدمت صنعت هستند. در هرحال، این صنایع می توانند شرکت های مشاوره ای، پیمانکاران و یا حتی فعالیت های برونسپاری باشند. مدل، مطرح می کند که هرچه این صنایع قوی تر باشند، صنایع اصلی (مرکزی) نیز قوی تر خواهند بود. فرض اصلی این است که صنایع حمایتی برخوردار از رقابت پذیری بالا، صنعت اصلی (مرکزی) را بیشتر به سوی رقابتی بودن سوق می دهند. به عنوان مثال، کاربرد تکنولوژی های هنر یا تجربیات منابع انسانی پیشرفته جهانی در صنایع مرتبط، به این معناست که صنعت اصلی نیز از چنین تکنیک هایی بهره می برد که به کسب مزیت رقابتی در بازار منجر خواهد شد. به طور مشابه، صنایع پشتیبان که قابلیت های خاصی دارند، مزیت های رقابتی برای شرکت های متبوع خلق خواهند کرد که در نهایت برای مشتری نهایی، ارزش افزوده ایجاد خواهد کرد.

عنصر چهارم مدل، استراتژی، ساختار و رقابت درونی است. این نقطه از الماس، به چند عامل کلیدی استراتژیک شرکت اشاره دارد. «استراتژی»، نوع فعالیت هایی را شرح می دهد که شرکت برای رسیدن به اهداف بلند و کوتاه مدت خود، آنها را به کار می گیرد. این استراتژی، اغلب کاهش رهبری هزینه، تمایز، تمرکز و یا ترکیبی از آن هاست. دیگر استراتژی های معمول شامل: رشد، حفظ و یا ساختاربندی مجدد فعالیت هاست. استراتژی های رشد به سطح رقابت پذیری بالا مربوط می شوند، زیرا توانایی ادامه رشد داخلی یا خارجی، نشانگر سلامت کسب و کار محیطی است. «ساختار» به ترکیب صنعت باز می گردد و اینکه صنعتی متمرکز است یا پراکنده، رقابتی است با انحصاری، جهانی است یا داخلی. یک ساختار شلوغ نشانگر رقابت چندسطحی است و بنابراین سطح رقابت در چنین ساختاری بیشتر خواهد بود. «رقابت درونی» بیانگر تعداد بازیگران و سطح رقابت در شرکت های درون یک صنعت است. سطوح این رقابت، می تواند پرهیجان، متوسط، بدون رقابت و یا جایی بین اینها باشد. رقابت داخلی بالا در یک صنعت، منجر به رقابت پذیری بالاتر شرکت نسبت به رقابت داخلی خواهد شد. به نظر می رسد رقابت داخلی، فراگیرتر از سه عامل دیگر باشد زیرا اغلب نشانگر استراتژی اصلی شرکت و رقباست. بنابراین، فعالیت های بیشتر شرکت به همراه واکنش های بیشتر رقبا در صنعت اصلی، منجر به رقابت پذیری بیشتر خواهد شد.

مهم ترين نکاتي که بر اساس مدل الماس قابل استخراج است عبارتند از:

  • اين بنگاه ها هستند که در صنايع جهاني رقابت مي کنند و نه کشورها. بنابراين بايستي محور برنامه هاي دولت با بنگاه ها و فعالان اقتصادي باشد و نبايد دولت جانشين بنگاه ها و يا محدود کننده رقابت آن ها باشد.
  • مزيت رقابتي يک کشور در صنايع، نسبي است و بايستي پويايي و مزيت و جويايي مزيت هاي جديد هميشه مورد توجه باشد.
  • پويا بودن مبناي توليد و رقابت به مزيت رقابتي اساسي مي انجامد و مزيت هزينه اي مانند کاهش ارزش پول ملي يا نيروي کار ارزان راه هاي کوتاه مدت هستند.
  • زمينه سازي براي استمرار رشد بهره وري در توليدات صنعتي منتخب، مهم ترين کليد موفقيت در رقابت و تجارت جهاني است.
  • کاميابي اقتصاد ملي مستلزم ارتقاي مستمر صنايع از جهات گوناگون، تقويت زيرساخت هاي محيط کسب و کار داخلي و همگام با شرايط نوين جهاني است.
  • در بيشتر موارد، مزيت رقابتي در صنايع، همراه و مستلزم نوعي تمرکز جغرافيايي در هر صنعت و تشکيل خوشه هاي صنعتي است.
  • مزيت رقابتي در صنايع يک کشور در طي يک فرآيند و در طول يک دهه ساخته مي شود و زمينه سازي ابعاد توان رقابت به صورت کوتاه مدت ممکن نيست.
  • کشورها مزيت خود را به دليل تفاوت هايي که ايجاد مي کنند به دست مي آورند و نه به سبب شبيه سازي ها.
  • فرآيند حفظ مزيت احتمالا براي بنگاه ها و فعالان درون صنعت دشوار است و نياز به توجه مستمر و همراهي سياست هاي مکمل از سوي دولت دارد.

در مجموع، مدل پورتر که مزیت رقابتی ملت ها را شرح می دهد. شواهد بیشتر از صنایع، بررسی و تحقیق بیشتری از مدل را به عنوان یکی از ساختارهای تحقیق درباره بازرگانی بین الملل می طلبد. چنین تحقیقاتی منجر به ارائه مدل های تئوریک جدیدی خواهد شد که جو کسب و کار پویای بین الملل امروزی را شرح خواهد داد. برندگان آینده کسب و کار جهان، کسانی خواهند بود که از پیشینیان خود درس بگیرند و این گونه مدل ها، در تسهیل این رویه مؤثر خواهند بود.

اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان

منابع:

  • نصيري سوادکوهي، رضا، محترم، رحيم. بازرگاني بين الملل، تئوری ها و کاربردها با رویکرد مدیریت صادرات و واردات.
  • آريا، کيومرث. (1392). تجارت بين الملل، نظريه ها و سياست هاي اقتصادي. دانشگاه آزاد رودهن.
  • سالواتوره، دومنيک. تجارت بين الملل، ترجمه: حميدرضا ارباب. نشر ني.
  • کانون علمی اقتصاددانان جوان ایران، ویکی پدیا و سایت آکادمی نوبل.
  • هراتي، جواد، بهراد امين، مهدي، کهرازه، ساناز. (1393). بررسي عوامل موثر بر صادرات ايران، کاربرد الگوي جاذبه. فصل نامه علمي پژوهشي پژوهش هاي رشد و توسعه اقتصادي، سال ششم، شماره 21.
  • حقيقي، محمد، حسيني، ميرزاحسن. بازرگاني بين الملل، نظريه ها و ماربردها. دانشگاه پيام نور.
  • اکبرزاده، مريم، زراع، هاشم. تحليل عوامل موثر بر تجارت ايران با تاکيد بر شاخص مدل جاذبه. پنجمين کنفرانس پژوهش هاي نوين در مديريت، اقتصاد و حسابداري.
  • مجله گسترش صنعت

 

www.radbusiness.ir

دیگر مقالات
ارسال نظر
حداکثر تعداد کاراکتر متن نظر 500 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.