براي چه شغلي ساخته شده ام؟ - قسمت 7

براي چه شغلي ساخته شده ام؟

قسمت هفتم

گردآورند: دکتر حسين اميني راد

 

تيپ شخصيتي احساسي و منطقي:

سومین بُعد از تيپ شخصيتي مايرز و بريگز به بررسی ترجیحات احساسی و منطقی می‌پردازد. در واقع، متخصصان تیپ‌شناسی در این بُعد افراد را بر اساس مدل تصمیم‌گیری به دو دسته منطقی و احساسی تقسیم می‌کنند.

  • منطقی: تصمیم‌گیری این افراد بر اساس منطق و غیر شخصی است.
  • احساسی: تصمیم‌گیری این افراد بر اساس احساسات و ارزش‌های شخصی است.

 

اين بعد از تيپ شخصيتي با تصميم گيري ما و رسيدن ما به نتيجه گيري رابطه دارد. درست همان طور که براي تعامل با دنيا دو راه و براي دريافت اطلاعات نيز دو روش استفاده مي شود که يکي روش منطقي و ديگري روش احساسي است. در مضمون تيپ ها، منطقي بودن با تصميم گيري به صورت غير شخصي در ارتباط است و احساسي بودن با تصميم گيري بر اساس ارزش هاي شخصي ارتباط دارد. گرچه احساسات مي توانند نقشي در تصميم گيري داشته باشند، احساسي بودن در اينجا صرفا بدين معناست که صرفا با توجه به آنچه براي شما و ديگران مهم است تصميم بگيريد. منطقي ها تصميماتي را مي پسندند که به لحاظ فکري معني دار باشند. آن ها افتخار مي کنند که در جريان تصميم گيري، عيني و تحليلي هستند. آن ها با تحليل کردن و سبک و سنگين نمودن مدارک و شواهد موجود تصميم مي گيرند. هر چند ممکن است که به نتايج ناخوشايند برسند. احساسي ها با توجه به بهايي که براي احساسات خود قائل هستند تصميم مي گيرند. آن ها به همدلي و مهربان بودن افتخار مي کنند.

تحقیقات نشان می‌دهند که فراوانی افراد احساسی و منطقی برابر است و هر کدام از این ترجیحات ۵۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند.

تست شخصیت شناسی MBTIبر اساس ۴ بُعد اصلی، ۱۶ تیپ شخصیتی را خلق می‌کند که سومین بُعد تیپ شخصیتی به احساسی و منطقی بودن افراد می‌پردازد. در MBTI سومین حرف از چهار حرف تیپ‌های شخصیتی نشان‌دهنده منطقی (T) و احساسی (F) بودن است.

  • حرف T برای افراد منطقی استفاده می‌شود و اولین حرف از واژه انگلیسی Thinkingبه معنای تفکری و منطقی است.
  • حرف F برای افراد احساسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و اولین حرف از واژه Feeling به معنای احساسی است.

همه افراد دارای این دو مقیاس هستند، اما اینکه در یک فرد کدام مقیاس بر دیگری غلبه دارد، باعث تفاوت افراد با یکدیگر می‌شود و شخصیت تفکری یا احساسی را شکل می‌دهد.

براي برخي از افراد تصميم گيري در اين خصوص که منطقي يا احساسي هستند بسيار دشوار است. همه از هر دو ترجيح استفاده مي کنند. منطقي ها هم داراي احساس و عاطفه هستند. ان ها هم براي خود ارزش هاي شخصي دارند. از سوي ديگر احساسي ها هم مي توانند کاملا منطقي باشند. اما هر يک از ما يکي از اين دو ترجيح را به شکل طبيعي تري استفاده مي کنيم و در استفاده از يک شيوه موفق تريم. منطقي بودن، اغلب به حساب تصميم گيري بر اساس فکر گذاشته مي شود، در حالي که روش احساسي غير منطقي ارزيابي مي شود. اما در واقع اين برداشت درستي نيست. منطقي و احساسي بودن هر دو، روش هاي منطقي هستند. تنها تفاوت شان با هم در اين است که در جريان تصميم گيري از ملاک هاي متفاوتي استفاده مي کنند. منطقي ها مي توانند به قدري تحليل گر ظاهر شوند که سرد و نچسب به نظر برسند و احساسي ها هم ممکن است به قدري خودشان را به طور شخصي درگير کنند که بيش از اندازه احساسي به نظر برسند. وقتي منطقي ها و احساسي ها با هم برخورد مي کنند، اغلب اوقات احساسي ها عصباني مي شوند و رنجش به دل مي گيرند و در اين ميان منطقي ها در اين انديشه اند که چه مشکلي به وجود آمده است.

تفاوت افراد احساسی و منطقی بر اساس تصمیم‌گیری:

تفاوت اصلی افراد احساسی و منطقی در تصمیم‌گیری است. معمولا کارها و تصمیم‌گیری‌های افراد فکری بر اساس منطق، استدلال و تحلیل است. تصمیم‌گیری این افراد غیر شخصی و حتی گاهی ممکن است بی‌رحمانه باشد. فکری‌ها معتقدند زمانی می‌توانند تصمیم بهتری اتخاذ کنند که ملاحظات شخصی و جانبداری را کنار بگذارند و کاملا بی طرفانه و بر اساس عدالت تصمیم‌گیری کنند.

در حالی‌که افراد احساسی بر اساس ارزش‌های شخصی و قضاوت‌های احساسی تصمیم‌گیری می‌کنند. احساسی‌ها اعتقاد دارند باید در تصمیم‌گیری‌ها از نقطه نظرات دیگران نیز استفاده کنند. این تیپ شخصیتی با ارزش‌های انسانی سروکار دارد و احساسات و عواطف خود را در تصمیم‌گیر‌ی‌ها دخیل می‌کند. البته در اینجا احساسی بودن به این اشاره دارد که تصمیم‌گیری فرد صرفا با توجه به آنچه برای خود و دیگران مهم است، باشد.

تصمیم گیری منطقی، دومین تفاوت احساسی‌ها با منطقی‌ها:

بر خلاف منطقی‌ها که معمولا تابع قواعد خشک و غیرقابل انعطاف هستند، افراد احساسی بیشتر تحت تاثیر احساس و همدلی تصمیم می‌گیرند و کمتر به قواعد و قوانین خشک بها می‌دهند. البته هیچ فردی صددرصد احساسی یا منطقی نیست. هردوی این تیپ‌های شخصیتی نشان‌دهنده فرآیندهای تصمیم‌گیری منطقی هستند ولی هم ان طور که گفته شد منطقی‌ها و احساسی‌ها برای تصمیم‌گیری معیارهای متفاوتی به کار می‌گیرند. پس زمانی که صحبت از تفکری و احساسی بودن تیپ شخصیتی می‌شود به این معنا نیست که احساسی‌ها در تصمیم‌گیری‌های خود از منطق و استدلال استفاده نمی‌کنند یا منطقی‌ها فاقد احساس و بی‌رحم هستند. منطقی‌ها هم دارای احساس و عاطفه هستند و احساسی‌ها نیز دارای منطق و قدرت استدلال هستند، اما هر یک از این تیپ‌های  شخصیتی در استفاده از یک شیوه تصمیم‌گیری موفق‌تر عمل می‌کنند.

تفاوت در توجه به ارزش‌های انسانی در تصمیم‌گیری:

ذهن افراد منطقي بیشتر درگیر حقیقت است و در اکثر مواقع به دنبال یافتن توضیحات و دلایل منطقی هستند. این افراد معتقدند عنوان کردن حقیقت از با ادب بودن و در نظر گرفتن ترجیحات دیگران، مهم‌تر است. در هنگام تصمیم‌گیری ابتدا مدارک و شواهد را تحلیل می‌کنند سپس نسبت به تصمیم‌گیری اقدام می‌کنند، هرچند که ممکن است نتایج حاصل شده ناخوشایند باشد. این افراد به اینکه در جریان تصمیم‌گیری منطقی هستند بسیار افتخار می‌کنند.

در مقابل، تصمیم‌گیری افراد احساسی بیشتر بر اساس احساسات قلبی و ارزشی است که برای آن قائل‌اند. این افراد معتقدند مودب بودن نسبت به گفتن واقعیت تلخ از اهمیت بیشتری برخوردار است. به همین دلیل در تصمیم‌گیری‌ها ملاحظات مبتنی بر روابط و ارزش‌های انسانی را نیز در نظر می‌گیرند. تیپ شخصیتی احساسی افتخار می‌کند که به مهربانی و همدلی اهمیت می‌دهد.

 

تفاوت شخصیت‌های منطقی و احساسی در مدل مايرز و بريگز:

معیارهای ارزشیابی اصلی‌ترین تفاوت بین تیپ‌های شخصیت منطقی و احساسی است. شخصیت منطقی تمایل دارد برای تصمیم‌گیری‌ها از معیارهای غیر شخصی و مبتنی بر منطق استفاده کند، در حالی که، شخصیت احساسی به هنگام تصمیم‌گیری، عواطف و احساسات خود و دیگران را در نظر می‌گیرد. فکری‌ها معتقدند زمانی می‌توانند تصمیم بهتری اتخاذ کنند که ملاحظات شخصی و جانبداری را کنار بگذارند و کاملا بی طرفانه و بر اساس عدالت تصمیم‌گیری کنند.

 

شخصیت منطقی (فکری) در مدل مايرز و بريگز:

کارها و تصمیم‌گیری‌های افراد منطقی بر اساس منطق، استدلال و تحلیل است. او دوست ندارد احساساتش را درتصمیم‌گیری‌ها دخیل کند. به همین دلیل تصمیم‌گیری غیر شخصی و حتی گاهی بی‌رحمانه دارد. منطقی‌ها به دنبال چیزهای ملموس، حقیقت و استفاده از قوانین روشن هستند. در محیط کاری، بسیار وظیفه‌شناس‌اند و به دنبال ایجاد ارزش مشخص هستند. ممکن است توسط افراد احساسی به عنوان افرادی سرد و بی‌قلب شناخته شوند.

 

شخصیت احساسی در مدل مايرز و بريگز:

تیپ شخصیتی احساسی در تصمیم‌گیری‌ها ملاحظات اجتماعی و احساسات دیگران را در نظر می‌گیرد. در محیط کاری فردی معاشرتی و مردم‌محور است و ممکن است توسط افراد منطقی به عنوان افرادی عاطفی و غیر قابل اعتماد شناخته شود.

پاول تايگر و بابارا تايگر در کتاب خود با عنوان شغل مناسب شما، براي اينکه بتوانيد ترجيح خود را پيدا کنيد مثالي آورده اند:

تام يک احساسي است و بايد تصميم دشواري بگيرد. او به خاطر تجديد ساختاري که در سازمانش رخ داده است مجبور است يکي ار کارشناسان بخش بازاريابي را اخراج کند. او ميان تد که پنجاه و هفت ساله است و آلن که سي و شش ساله است و دو سال پيش استخدام شده است يکي را بايد کنار بگذارد. شرح وظايف هر دو يکسان و ارزيابي عملکرد هر دو بالاست. تام در جريان ملاقات با رئيس خود، ارني، به او گفت که چرا ترجيح مي دهد که تد را نگه دارد و آلن را کنار بگذارد. تد يک کارمند وفادار است. او هميشه خواسته فعاليت بيشتري داشته باشد و اگر همکاران به کمک او احتياج داشته باشند آن ها را راهنمايي کند. تا جايي که به موقعيت شخصي او مربوط مي شود، يکي از فرزندان تد در کالج درس مي خواند و فرزند دومش هم سال آينده به کالج مي رود. همسرش مري از شرايط سلامتي خوبي برخوردار نيست. تام مي گويد که من نگرانم مردي در سن و سال او که تمام عمر کاري اش را در يک شرکت کار کرده است، نتواند شغل مشابه و قابل مقايسه اي پيدا کند. آلن، جوان و جاه طلب است. او مشکلي در پيدا کردن شغل جديد ندارد. از آن گذشته من معتقدم اگر ما به وفاداري و سخت کوشي در سازمان بها دهيم ساير کارکنان ما احساس بهتري پيدا مي کنند و از اينکه در اين شرکت کار مي کنند خوشحال ترند.

ارني که يک تيپ شخصيتي منطقي دارد اين موضوع را به شکل ديگري ارزيابي مي کند. او مي گويد که کسي نمي گويد که تد کارمند بسيار خوبي نيست. من شخصا هميشه او را دوست داشته ام، اما در اين تصميم گيري بايد ببينيم که چه کاري به سود سازمان است. مهم نيست که به لحاط شخصي چه اتفاقي مي افتد. بهترين سال هاي تد پشت سر او قرار دارد و بعيد است که او بيش از اين ترقي کند. اما بهترين سال هاي آلن پيش روي او هستند. او مي تواند به يکي از بزرگ ترين سرمايه هاي سازمان تبديل شود. از آن گذشته ما به دليل سلبقه کاري بيشتر تد سالانه به او بيست هزار دلار بيشتر مي پردازيم. از آن گذشته ممکن است در آينده در زمينه هاي سلامتي، تد هزينه و فشارهايي را روي شازمان اعمال کند و حال آن که آلن به دليل جوان ت بودن هزينه هاي بيماري کمتري دارد. وضعيت ناخوشايندي است اما درست نيست که تد را نگه داريم و آلن را اخراج کنيم.

اگر راي شما بر اين بود که تد را نگه داريد، اين امکان وجود دارد که شما داراي تيپ شخصيتي احساسي هستيد، اما اگر فکر مي کنيد که بايد آلن را نگه داريد، اين امکان وجود دارد که شما يک تيپ شخصيتي منطقي داشته باشيد.

کليات بعد شخصيتي منطقي:

  • در زمينه تصميم گيري، تحليل هاي آن ها غير شخصي است.
  • براي منطق، عدالت و انصاف بهاي فراوان قائل هستند، اما براي همه يک استاندارد را رعايت مي کنند.
  • به طور طبيعي عيب و ايرادها را مي بينند و انتقاد مي کنند.
  • ممکن است بي ترحم، غيرحساس و بي توجه به حساب آيند.
  • بر این عقیده هستند که گفتن حقیقت مهم تر از باملاحظه بودن است.
  • به حقيقت بيش از ادب بها مي دهند.
  • با سر تصمیم می گیرند و می خواهند منصف باشند.
  • معتقدند احساسات تنها زماني معتبر است که منطقي باشد.
  • تحت تاثير ميل به موفقيت، انگيزه پيدا مي کنند.
  • گاهی اوقات از توجه کردن و بها دادن به جنبه انسانی موقعیت ها غافل می شوند و از نظر دیگران بیش از حد وظیفه محور، بی عاطفه یا بی تفاوت به حساب مي آيند.

 

کليات بعد شخصيتي احساسي:

  • تاثير تصميم گيري خود را روي اشخاص در نظر مي گيرند.
  • به همدلي و هماهنگي بها مي دهند و به استثنا بر قاعد توجه دارند.
  • به طور طبيعي علاقه به راضي کردن ديگران دارند. به راحتي امتنان و تشکر خود را نشان مي دهند.
  • ممکن است بيش از اندازه احساسي و عاطفي ارزيابي شوند.
  • به ادب بيش از حقيقت بها مي دهند.
  • با قلب شان تصمیم گیری می کنند و دوست دارند مشفق باشند.
  • معتقدند هر احساسي معتبر است خواه معني دار باشد يا نباشد.
  • تحت تاثير ميل به قدرداني شدن، انگيزه پيدا مي کنند.
  • بر این باورید که باملاحظه بودن مهم تر از گفتن حقیقت  سرد و بی عاطفه است.
  • گاهی اوقات از دیدن و در میان گذاشتن حقایق تلخ موقعیت ها غافل می شوند و از نظر دیگران افرادی بیش از حد آرمان گرا و بیش از حد عاطفی تلقی می شوند که رُک نیستند.

اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان

 

منابع:

کمالي راد، اسماعيل. شخصيت و انتخاب شغل. دانشگاه آزاد اسلامي.

مارتين، چارلز. تيپ شخصيتي شما، ترجمه: سيد مرتضي نظري. بنياد فرهنگ زندگي.

تايگر، پاول، تايگر، بارابارا. (1388). شغل مناسب شما، ترجمه: مهدي قراچه داغي و حسين رحيم منفرد. انتشارات نقش و نگار.

https://bonyadonline.com/

https://iran.hr/

 

WWW.Radbusiness.ir

 

دیگر مقالات
ارسال نظر
حداکثر تعداد کاراکتر متن نظر 500 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.