براي چه شغلي ساخته شده ام؟ - قسمت 1

براي چه شغلي ساخته شده ام؟

قسمت اول

گردآورنده: دکتر حسين اميني راد

مقدمه:

يافتن کسب و کار مناسب براي همه ما از الويت هاي زندگي است. چه که شغل مناسب کيفيت زندگي افراد را چه در حوزه زندگي شخصي و چه در حوزه زندگي سازماني افزايش مي دهد. شغل شما نشان مي دهد که شما چه کسي هستيد و چه شخصيتي داريد. شغلي که در راستاي خود واقعي تان انتخاب مي کنيد اهمال کار يررا د شما به حداقل ممکن مي رساند و به شما امکان مي دهد که از توانمندي هاي خودتان به طرز شکرفي در راستاي پيشرفت شغلي تان استفاده کنيد. اگرر شغلتان مناست حالتان باشد با اشتياق به سرکارتان مي رويد، از کسب و کارتان انرژي مي گيريد، حس احترام در شما به وجود خواهد امد و احساس غرور مي کنيد و همچنين از کارتان به عنوان تفريح ياد مي کنيد و از آن لذت مي بريد. نکته حائز اهميت اين است که يک شغل در دنيا وجود ندارد ولي يک شغل ايده آل براي شما وجود دارد. مهم اين است که خودتان را به طور کامل و واضح بشناسيد و آن شغل مناسب را اختيار کنيد. متخصصان امور شغلي از مدت ها قبل به اين نتيجه رسيده اند که برخي افراد در انجام دادن بعضي از کارها موفق تر عمل مي کنند، بنابراين بسيار مهم است شغلي که شما داريد يا مي خواهيد آن را به دست بياوريد در راستاي استعداد و توانمندي هاي شما باشد، لذا لازم است به سطح بالاي خودآگاهي برسيد و بعد درباره انتخاب شغل تصميم گيري کنيد. خوشبختانه دستيابي به خودآگاهي نه استاد مي خواهد، نه پول و نه تجربه اندوزي. از آنجا که شغل مناسب شما با تيپ شخصيتي شما رابطه مستقيم دارد، بايستي زمان بگذاريد و تيپ شخصيتي خودتان را شناسايي کنيد و بايد خود واقعي تان را بشناسيد تا شغلي را انتخاب کنيد که از آن لذت ببريد. هر شخصي تيپ شخصيتي خود را داراست که در تمام مدت عمر با او باقي مي ماند. با يک تيپ شخصيتي به دنيا مي آيد با همان تيپ شخصيتي زندگي مي کند و با همان تيپ شخصيتي بازنشسته مي شود. ناگفته نماند که ممکن است بعضي وقت ها شخصيت شما عوض شود و در يک زمان بنا به شرايط و موقعيت آدم متفاوتي شويد و رفتارتان تغيير کند. اگر غير اين باشد نمي توانيد به درستي به وظايف تان عمل کنيد. مطمئنا رفتار شما در خانه با زماني که با غريبه ها هستيد متفاوت است اما واقعيت اين است که شخصيت اوليه شما تغيير نمي کند. من در اين محتوا به شما مي گويم که مباني زيست شناختي رفتارچيست؟ تيپ شخصيتي چيست؟ چند نوع تيپ شخصيتي داريم؟ چگونه تيپ شخصيتي خود را پيدا کنيد؟ شغل هاي مناسب تيپ شخصيتي شما چه هستند؟

 

روانشناسي چيست؟

در سال هايي که در حوزه مشاور کسب و کار به خصوص بازاريابي و افزايش فروش مشغول به فعاليت هستم با کارآفرينان بسياري ملاقات کردم و به اين نتيجه رسيدم که به اندازه اثر انگشت هاي موجود در دنيا تيپ شخصيتي براي کاآفرينان وجود دارد و با هر شخصي بايد يک جور خاص رفتار کنم. بنابراين احساس کردم که بايد انواع تيپ هاي شخصيتي راياد بگيرم. از اين رو سعي کرد مطالعاتم را در حوزه روانشناسي افزايش دهم تا اول خودم را دقيقا بشناسم سپس تيپ شخصيتي مخاطبم را شناسايي کنم. بسياري از افراد مي گويند که يک روانشناس مشکلات مردم را تحليل مي کند و تمام وقت خود را صرف روانکاوي ديگران مي کند. اما در واقع بسياي از روانشناسان محقق هستند نه درمانگر. لذا بايد گفت که تمام فعاليت هاي حوزه روانشناسي را نمي توان در يک تعريف جاي داد. اما روان شناسي در يک تعريف عبارت است از مطالعه علمي رفتار و فرآيندهاي ذهني. در واقع روان شناسي در پي يافتن جواب سوالاتي است که هزاران سال است ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده است:

  • حواس ما چطور دنيا را ادراک مي کند؟
  • بين تفکر و رفتار چه رابطه اي برقرار است؟
  • چطور ما ياد مي گيريم؟
  • آيا روي زندگي مان کنترل هوشيارانه اي داريم يا رفتارمان را نيروهاي ناهوشيار تعيين مي کنند؟
  • چرا يک نفر بزرگ مي شود و به اوج مي رسد و يک نفر دائم در زندگي کشمکش دارد؟
  • چه چيزي بعضي از افراد را باهوش تر از ديگران مي کند؟
  • و ...

روان شناسي اگرچه ظاهرا بيشتر بر فرد تمرکز دارد ولي انسان ها موجوداتي عميقا اجتماعي هستند. ان ها نياز دارند ديگران خواسته ها و نيازهايشان را ارضا کنند. والدين، معلمان، همسالان، دستان و همسر که روابط نزديکي با آن ها داريم نقش مهمي در زندگي اجتماعي بازي مي کنند. طرز برخورد ما با ديگران و ديگران با ما بر افکار و هيجانات ما تاثير مي گذارد. به طور کلي اگرچه نظريات به ما کمک مي کنند که رفتار انسان ها را بفهميم ولي انسان ها بسيار متنوع هستند. هيچ دو زندگي را نمي توانيد پيدا کنيد که مشابه يکدگير باشند. هيچ دو سازماني را نمي توانيد پيدا کنيد که رفتارشان با هم يکسان باشد. يکي از وظايف روانشناسي اين است که در کنار پرداختن به وجوه اشتراک، جنبه هاي منحصر به فرد ما را نيز روشن کند. ترکيب ژن ها و تجربه ها قابل تکرار نيستند. حتي در اين روزها که شبيه سازي جانوري صورت مي گيرد. تجربه زندگي، هر انساني را منحصر به فرد مي کند. امروزه روانشناسان مي دانند که عوامل زيادي از جمله ميراث مشترک زيست شناختي، تفاوت هاي زيست شناختي ميان فردي و تجربه بر فکر و رفتار انسان تاثير مي گذارند. روان شناسان علاوه بر عوامل بلافصل محيطي مثل شرايط فيزيکي و اجتماعي و همچنين فرهنگ را نيز در نظر مي گيرند. حاصل تلاش هاي صورت گرفته براي فهم پيچيدگي فرآيندهاي ذهني و رفتار نيز مطح شدن چند رويکرد کلي در روانشناسي بوده است. که فقط به نام بردن آنها بسنده مي کنم: رويکرد رفتاري، روان پويايي، شناختي، علوم عصبي رفتاري، روان شناسي تکاملي و اجتماعي و فرهنگي. اگر مثل اکثر مردم باشيد احتمالا روان شناسي را به مشکلاتي مثل افسردگي، خشونت و اختلالات خوردن ربط مي دهيد. روان شناسان هم گاهي فکر مي کنند رشته آن ها بيش از حد بر جنبه هاي منفي رفتار متمرکز شده و به انداز کافي به جنبه هاي مثبت رفتار نپرداخته است. در واقع روانشناسي با جنبه هاي مثبت و منفي زندگي سروکار دارد. روان شناسي مثبت نگر و جنبش انسان گرايي از جمله رويکردهاي مثبت روانشناسي هستند.

اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان

 

WWW.Radbusiness.ir

 

دیگر مقالات
ارسال نظر
حداکثر تعداد کاراکتر متن نظر 500 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.