جهانی شدن و بازرگانی بین المللی
international business
عواملی، چون جهانیشدن، موجب تغییرات زیادی در محیط بازرگانی بین المللی خواهد شد نویسنده: دکتر حبیبالله دعایی / سروش سپهر
روندهای گوناگون و ازجمله عواملی، چون جهانیشدن، موجب تغییرات زیادی در محیط بازرگانی بینالمللی خواهد شد. پیشبینی این تغییرات برای افراد، سازمانها و دولتها- که تحت تأثیر این تغییرات قرار میگیرند – بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، با استفاده از تکنیک دلفی، نظرات و برآوردهای تعدادی از متخصصان و خبرگان پیرامون وضعیت بازرگانی بین المللی در ده سال آینده را گردآوری کردیم و در سه دور به اجماع و توافق عمومی میان این افراد رسیدیم. چیزی که این پژوهش را از پژوهشهای مشابه متمرکز میکند، ترکیب منحصربهفرد پانل دلفی است که از میان سه گروه دانشگاهیان و مجامع علمی، سیاستگذاران و دولتمردان و مدیران شرکتهای فعال در بازرگانی بینالمللی انتخاب شد تا نتایج بهدستآمده با در نظر گرفتن نگرشها و رویکردهای متفاوت این سه گروه، از جامعیت بیشتری برخوردار باشد. یافتههای این مطالعه شامل پیشبینی عوامل و روندهای تأثیرگذار بر بازرگانی بینالمللی و همچنین استراتژیها و واکنشهای شرکتهای فعال در محیط بینالمللی به این تغییرات در ده سال آینده است. ● منبع: ماهنامه - اطلاعات سیاسی اقتصادی - شماره 346 - 3451- پیشگفتار در حالی چند سال آغازین قرن بیست و یکم میلادی را پشت سر میگذاریم که سیاستگذاران و دولتمردان، مدیران شرکتهای خصوصی و مجامع علمی و دانشگاهی، بیشازپیش بر اهمیت بازرگانی بینالمللی تأکید میکنند. جهانیشدن، بهعنوان اولویتی انکار نشدنی، در برنامههای استراتژیک مدیران عالی مطرحشده است تا آنها بتوانند از فرصتها و منابع موجود در مناطق گوناگون جهان بهرهمند شوند. دولتها و قانونگذاران، هر چه بیشتر مشارکت خود را در مباحث بازرگانی و سرمایهگذاری بینالمللی افزایش دادهاند و دانشگاهها برنامههای تحصیلی و پژوهشی خود را برای پرداختن به مباحث بازرگانی بینالمللی تعدیل کردهاند. (واک وارپان، 2002).پیشبینی مشترکی که تمامی صاحبنظران از چشمانداز جهانیشدن ارائه کردهاند، این است که؛ بازرگانی بینالمللی موجب بسیاری از تغییرات میگردد، هرچند که خود این پدیده نیز موضوع دگرگونیهای گستردهای خواهد بود. دانینگ (1995)، معتقد است که پیشبینی این تغییرات و دگرگونیها بسیار دارای اهمیت است. زیرا، به دولتها و شرکتها و سازمانهای بینالمللی – چون سازمان تجارت جهانی – امکان میدهد که با نظاممند کردن الگوهای جدید، خود را با قواعد و مقتضیات آن وفق دهند.در سالهای اخیر، محققان بیشازپیش بر میزان هماهنگی و انطباق پژوهشهای صورت گرفته پیرامون بازرگانی بینالمللی با نیازهای آتی این زمینه تأکید کردهاند (باکلی، 2002). دولتها نیز، به اهمیت روزافزون این پدیده پی برده و سعی کردهاند با ارائه مشوقهایی کیفیت و کمیت پژوهشهای صورت گرفته در زمینه بازرگانی بینالمللی و تجارت جهانی را افزایش دهند. باوجوداین مشوقها، تحقیقات اخیر نشان میدهد که از هر بیست مقاله چاپشده در مجلات معتبر مدیریتی دنیا، تنها یک مقاله به مباحث بینالمللی پرداخته است (ورنر و بروترز، 2002).ویژگیهای مشترک متعددی میان تحقیقهای صورت گرفته پیرامون بازرگانی بینالمللی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها آنکه این تحقیقات تنها به یک نوع نگرش در میان صاحبنظران اکتفا کردهاند. باوجوداین که تغییرات در بازرگانی بینالمللی از طریق تعاملات میان بازرگانان، دولتها و سیاستگذاران و همچنین مجامع علمی و دانشگاهی صورت میگیرد، تحقیقات گذشته تنها یک گروه از بازیگران این عرصه را مورد خطاب قرار دادهاند. درنتیجه، رویکردهای ارائهشده، به دیدگاههای گروه بررسیشده محدودشده و دیدگاههای متفاوت دو گروه دیگر را منعکس نمیکند.این نبود اشتراک و پوشش میان دیدگاهها، بهویژه در مورد نظریات و دیدگاههای دولتها و سیاستگذاران، نمایانتر است. نظریات و دیدگاههای این گروه نسبت به دو گروه دیگر بسیار کمتر موردتوجه محققان قرارگرفته است. شلگلمیلچ (2003) در مطالعهای که بر روی مقالات منتشرشده، در نشریه بازاریابی بینالمللی در دوره دهساله انجام داده، نشان داده است که تنها 8/5 درصد مقالات چاپشده بر جنبههای سیاستگذاری و وضع قانون تأکید داشتهاند. بررسی و تحلیل مقالات چاپشده در دورهای بیستساله در نشریه سیاست عمومی و بازاریابی (Public Policy and (marketing نشان میدهد که تنها 11 درصد مقالات مربوط به سیاست، به موضوع سیاستگذاران و تصمیم گیران چندملیتی و بینالمللی پرداختهاند (اسپروت و میازاکی، 2002).با توجه به جستجوهای انجامشده در مکتوبات و مجلات، میتوان ادعا کرد که در داخل کشور، هیچ پژوهشی؛ نگرشها و نظریات سه دسته صاحبنظران تأثیرگذار بر بازرگانی بینالمللی (بازرگانان، سیاستگذاران و مجامع علمی) را بهطور همزمان موردبررسی قرار نداده است. شواهد نشان میدهد که در دیگر کشورهای دنیا نیز، کمتر از این زاویه به بازرگانی بینالمللی پرداختهشده است. این در حالی است که تعامل میان مجامع بازرگانی، سیاستگذاری و علمی در زمینه چگونگی تغییرات و روندهای بازرگانی بینالمللی، میتواند منجر به کاهش ابهام در جهت پیشبینی محیط آتی بازرگانی بینالمللی گردد. 2- سودمندی پژوهش این مقاله، به دنبال آن است که با رویکردی وسیعتر نسبت به مطالعات پیشین به ارزیابی تغییرات محتمل در زمینه بازرگانی بینالمللی بپردازد. مطالب ارائهشده در این مقاله، نگاهی ویژه به جهانیشدن دارد و به خوانندگان کمک میکرد که دریافتهای خود را در مورد سناریوهای فعلی و آتی این پدیده شکل دهند. این پژوهش، بهویژه به سیاستگذاران کمک خواهد کرد تا فراتر از نگاه به درختان، تمرکزی دوباره بر جنگل داشته باشند. کنیچی امایی، معتقد است که اکثر مدیران، نزدیکبین هستند. حتماً، اگر رقابت امروز به حوزه جهانی کشیده شود، مدیران آن چیزی را بهتر میبینند که فکر میکنند بهترین است. یعنی ؛ مشتریان و اربابرجوعی که به مرکز فعالیتشان نزدیکترند (آکر، 1386). نتایج این تحقیق، به این افراد کمک میکند که با شناسایی روندها و عوامل تأثیرگذار بر تجارت جهانی در 10 سال آینده، بر میزان اثربخشی سیاستها و استراتژیهای خود بیفزایند.از سوی دیگر، این مطالعه میتواند بهعنوان یک ورودی برای تدوین استراتژیهای کلان برای مدیران سازمانهای خصوصی به کار آید. یکی دیگر از جنبههای مدیریتی – که این مطالعه برجسته میسازد – اهمیت درک تفاوت فرهنگی توسط مدیران است که گاهی از سوی آنان مورد غفلت قرار میگیرد. اما، به نظر میرسد وضعیت سازمانهای امروز دنیا و روندی که پیشگرفتهاند، اهمیت این موضوع را بیشازپیش، خواهد شناساند.این مطالعه، زمینههایی جدید را برای مجامع علمی و دانشگاهی- بهمنظور تحقیق و پژوهش – فراهم میکند. پیشبینیهای ارائهشده در این تحقیق، میتواند بهعنوان یک الگو برای مقایسه نتایج تحقیقات جدید به کار آید. همچنین، استادان دانشگاهها، با استفاده از یافتههای ارائهشده در این مقاله، میتوانند در مشاوره دادن در زمینه کار راهههای شغلی به دانشجویان، ارائه برنامههای خود با مجامع بازرگانی و سیاستگذاری، نقشی بهتر ایفا کنند. 3- روش و فرایند پژوهش با روشهای گوناگون، میتوان به چگونگی نگرش و دیدگاه صاحبنظران مختلف در مورد آینده پی برد. یکی از این روشها، تجزیهوتحلیل ادبیات و متون موجود در آن زمینه است تا به روندهای اشارهشده توسط صاحبنظران پی برد (نایسبیت، 1990؛ هیلر، 1988). هرچند که این روش بسیار وابسته به منابع بوده، ممکن است تأثیر ادراکات و تفاسیر تحلیلگران موجب کاهش اعتبار آن شود. علاوه بر این، همانطور که قبلاً گفته شد محدودیت رویکردی جامع در ادبیات رایج بازرگانی بینالملل دیده میشد که بتواند پدیده بازرگانی بینالمللی را از هر سه بعد علمی، حرفهای و سیاستگذاری، تحت پوشش قرار دهد، همچنین، اغلب مطالعات صورت گرفته بر اینکه این پدیده چه بوده و در بهترین حالت چه هست، تمرکز داشته و بهسختی میتوان رویکردی در میان متون موجود پیدا کرد که بر آینده استوار باشد.گزینه دیگر برای جمعآوری اطلاعات، مصاحبه است که مقبولیت زیادی در بین افراد و سازمانها دارد. اما، همانگونه که نمونههایی از انجمنهای بینالمللی نشان میدهد، بسیاری از کاربران چنین روشهایی، صرفاً به نظرات شخصی خود اکتفا میکنند و از طرفی، به دلیل ماهیت روش، امکان تعامل میان افراد صاحبنظر وجود ندارد، البته، اشکال اخیر را میتوان از طریق گردآوردن متخصصان و خبرگان در یک محل، بهمنظور مباحثات و مذاکرات رودررو، برطرف کرد. هرچند، بهمنظور معنادار بودن و قابلیت تعمیم نتایج چنین رویکردی، باید خبرگان و متخصصان، با زمینههای تخصصی گوناگون را از نقاط مختلف گرد هم آورد که البته، محدودیتهای مالی و زمانی، این روش را بسیار دشوار و پرهزینه میسازد.تمامی ملاحظات ذکرشده و درعینحال، مزایای منحصربهفرد روش دلفی، سبب شد که در این بررسی، برای جمعآوری و تجزیهوتحلیل اطلاعات، از روش دلفی استفاده کنیم. روش دلفی، محدودیتهای زمانی، مکانی و هزینههایی روشهایی چون مصاحبه و گردآوری اندیشمندان را ندارد و در همان حال، ابزاری است که میتوان با آن اهداف این پژوهش را پوشش داد که همانا رسیدن به توافق میان اندیشمندان و خبرگان بازرگانی بینالمللی است. روش دلفی، نخستین بار در دهه 1950 توسط شرکت رند و بهمنظور پیشبینی در عرصه بازرگانی به کار گرفته شد (باکلی، 1995). هدف کلی روش دلفی، دستیابی به اجماع میان افراد مختلف شرکتکننده در آن است (بازرگان و دیگران، 1383). روش دلفی در عمل، از یک سری دورههای متوالی تشکیلشده که طی آن پرسشنامهها برای شرکتکنندگان فرستاده میشود و پس از جمعآوری، در دور بعدی، بازخور کنترلشدهای، بهمنظور رسیدن به اجماع میان خبرگان توزیع میشود (هیسن و مک کنا، 2000). به عبارت بهتر، روش دلفی ؛ اجماع نظر صاحبنظران است.روش دلفی، در آغاز، برای پیشبینی آینده به کار گرفته میشد؛ اما، امروزه برای گردآوری دادههای مربوط به زمان حال یا گذشتهای که بهدرستی معلوم یا موجود نیست و همچنین کشف روابط میان پدیدههای پیچیده اجتماعی و اقتصادی نیز به کار گرفته میشود. در مراحل گوناگونی از یک پژوهش، میتوان از روش دلفی بهره گرفت. برای نمونه میتوان از آن برای انتخاب متغیرها، شناخت ابتدایی روابط علمی میان متغیرها و تعریف سازهها استفاده کرد (اکلی پاولوفسکی، 2004). روش دلفی، بهعنوان یک ابزار تفکر سیستماتیک، در زمینهها و شاخههای متفاوتی ؛ ازجمله در مطالعات جامعهشناسی، پزشکی (لینستون و توروف، 1975)، بیمه و بهویژه در زمینههای تجارت و بازرگانی، استفادهشده است (شومیکر، 1993).همانگونه که گفته شد، مشارکتکنندگان درروش دلفی، شامل خبرگان، متخصصان و حرفه یی های زمینه علمی (یا حرفه یی) خود هستند که در مطالعات از آنها تحت عنوان پانل دلفی نامبرده میشود. یکی از مهمترین مراحل فرایند بهکارگیری روش دلفی، انتخاب و گزینش بهترین و صالحترین افراد برای عضویت در این پانل است. زیرا، این موضوع تأثیر زیادی بر میزان صحت و اعتبار نتایج پژوهش میگذارد (استوری و همکاران، 2001). به خاطر حساسیت انتخاب نمونه، درروش دلفی، اغلب از روشها نمونهگیری غیر تصادفی، مانند نمونهگیری قضاوتی (Judgmental) و نمونهگیری گلوله برفی (Snowbal Sampling) استفاده میشود. در این مطالعه، از هر دو روش برای انتخابات اعضای پانل استفاده شد. معیارهایی که برای انتخاب شرکتکنندگان در این تحقیق در نظر گرفته شد، عبارت است از: فعالیت مستمر پیرامون بازرگانی بینالمللی برای مدت بیش از ده سال، داشتن سوابق مدیریتی و رهبری در زمینههای حرفه یی و علمی و البته علاقهمند بودن به مشارکت در این مطالعه.برخی از پژوهشگرانی که پیشتر تجربه بهکارگیری روش دلفی را در مطالعات خود داشتهاند، تعداد مطلوب اعضای پانل را حدود 30 نفر پیشنهاد کرده اند. تجربیات نشان داده است که تعداد بیشتر شرکتکنندگان، بیش از آنکه به عمق و دقت نتایج کمک کند، منجر به وسعت بیشازاندازه نظرات و دور شدن از هدف کلان این روش میشود که دستیابی به اجماع میان شرکتکنندگان است (دلبک و دیگران، 1975). از چهل نامزد اولیه حضور در مطالعه، با سیوسه نفر ارتباط برقرار شد که هرکدام، از سه بعد موردبررسی را به خود اختصاص داد. در بعد سیاست گزاری نیز، افراد انتخابشده از اعضای فعلی و سابق دستگاههای قانونگذار و زیرمجموعههای دولت بودند. برای بعد مجامع علمی و دانشگاهی نیز، از 11 مدرس دانشگاه که تخصصهایی در مورد بازرگانی بینالمللی داشتند، دعوت به همکاری شد. البته، دلایلی چون مسافرت، بیماری و محدودیتهای زمانی باعث شد که برخی از این افراد در دورهای بعد، از پژوهش کنارهگیری کنند. درنهایت، شمار اعضای پانل دلفی، به 25 نفر رسید که شامل 11 نفر از مدرسان دانشگاهها، 7 نفر از مدیران دولتی و 7 نفر از مدیران شرکتهای خصوصی بودند.دور اول دلفی، با فرستادن یک پرسشنامه باز برای اعضای پانل آغاز شد، که به دنبال پاسخ به این پرسش بود: «چه روندها و عوامل کلان مهمی در 10 سال آینده بر بازرگانی بینالمللی تأثیرگذار خواهد بود؟» بهعلاوه، از شرکتکنندگان خواسته شد تا «پاسخها و واکنشهایی را که شرکتها باید در برابر این روندها و عوامل از خود بروز دهند، شناسایی و معرفی نمایند.» اعضای پانل، شدت تأثیرگذاری هرکدام از روندها و عوامل پیشنهادشده را بر روی مقیاسی 10 درجهای شناسایی کردند که عدد 1، به معنای بسیار کم و عدد 10، به معنای بسیار زیاد بود. دور اول، منتج به مجموعهای از عوامل و روندهای شناساییشده توسط مشارکتکنندگان و طبقهبندی آنها بر اساس تشابهات و تفاوتها شد. علاوه بر آن، تغییرات پیشبینیشده با واکنشهای شرکتها در برابر این تغییرات پیوند داده شد. یکپارچهسازی نظرات، موجب گردید که موارد همپوشا حذف شود تا ارزش و خلوص اطلاعات برای استفاده در دورههای بعدی، بالاتر بود.در دور دوم، اطلاعات و نظرات طبقهبندیشده، به اعضای پانل ارائه و از آنها خواسته شد؛ بهطور مشروح، نظر خود را در مورد این اطلاعات و درجه موافقت و عدم موافقتشان را تعیین کنند. بهعلاوه، از شرکتکنندگان خواسته شد تا شدت تأثیر عوامل و روندهای ارائهشده را، بر روی مقیاس دهتایی مشخص کنند. دور سوم و نهایی این مطالعه، بر یکپارچهسازی نظرات و رسیدن به اجماع و دیدگاهی مشترک تمرکز داشت.
اين محتوا را از دست ندهيد: ابزارهاي مديريتي رايگان
www.radbusiness.ir

نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.