اصول بازرگانی و تجارت بین الملل
قسمت سو�
گردآورنده: دکتر حسین امینی راد
مدل الماس پورتر
فرآیند جهانی شدن به وجود آمدن سازمان تجارت جهانی و یکپارچگی بازارهای جهانی، پیشرفت های سریع و بنیادین تکنولوژیک، پیشرفت های جدید در زمینه فناوری و اطلاعات، افزایش تغییرات سریع در الگوهای مصرف و تقاضا، تبیین کنترل های آلودگی محیط زیست و حفظ منابع انرژی، کمبود منابع و هزینه های بالای آن ها منوط به تصمیم گیری درست و به موقع در برابر این تغییرات است. در این میان فرآیند جهانی شدن و گسترش بازارهای مصرف و نیز افزایش تعداد رقبا و شدت رقابت، باعث اهمیت بخشیدن به مفاهیمی مانند رقابت پذیری شده است. این امر موجب گردیده تا بنگاه ها، صنایع و کشورهای مختلف در جهت ارتقای رقابت پذیری خود به شناسایی عوامل موثر بر رقابت پذیری و تقویت آن ها تلاش کنند. بسیاری از محققان جهت توجیه و تفسیر رقابت پذیری و عوامل موثر بر ,ن نظریات و مدل هایی را عرضه داشتند و عوامل موثر بر رقابت پذیری را دسته بندی کرده و در قالب مدل هایی ارائه کرده اند. بنابراین، می توان گفت عناوین رقابت پذیری ملی و رقابت پذیری جهانی، واژه هایی جدید در لغت نامه تجارت و کسب و کار هستند.
مفهوم رقابت پذیری:
مطالعه نظریات صاحب نظران و پژوهشگران مختلف نشان می دهد که از رقابت پذیری تعریف و تعبیر واحدی وجود ندارد، اما به طور کلی می توان رقابت پذیری را قابلیت ها و توانمندی هایی دانست که یک کسب و کار، صنعت، منطقه و کشور دارا هستند و می توانند آن ها را حفظ کنند تا در عرصه رقابت بین المللی نرخ بازگشت بالایی را در فاکتورهای تولید ایجاد کرده و نیروی انسانی خود را در وضعیت نسبتا بالایی قرار دهند. به عبارت دیگر رقابت پذیری توانایی افزایش سهم بازار، سوددهی، رشد ارزش افزوده و ماندن در صحنه رقابت عادلانه و بین المللی برای یک دوره طولانی است.
رقابت پذیری جهانی:
رقابت پذیری جهانی، موضوعی میان رشته ای بین اقتصاد بین الملل و مدیریت استراتژیک است. این بحث، جنبه های متعددی از قوانین و مقررات را از هر دو طرف با یکدیگر ادغام کرده و شامل تجارت بین الملل و عرضه و تقاضای جهانی، ساختارهای صنعتی، سطوح رقابت در بین صنایع و استراتژی های به کار گرفته شده توسط رقباست. واسیلی لئونتیف، برنده جایزه نوبل اقتصاد در ۱۹۷۳، یکی از اولین دانشمندانی بود که عنصری تجربی را وارد عرضه تئوریک تجارت بین الملل کرد و آن پارادوکس معروفش در تئوری هکشر- اوهلین است. بعداً دانشمندان مدیریت از مفهوم رقابت جهانی در تحقیقات خود استفاده کردند. بعد از تحقیقات فراوان، بسیاری بر این عقیده بودند که رقابت پذیری جهانی برای یک ملت، معادل رقابت پذیری جهانی در یک شرکت خاص نیست. تا امروز هنوز هیچ کس در دنیا تعریفی را که از رقابت پذیری جهانی در ادبیات کنونی وجود دارد به طور کامل نپذیرفته است. عدم توافق در معنا بیشتر به دلیل طبیعت چندوجهی ساختار و شکل رقابت پذیری است.
در بررسی رقابت پذیری می توان از زاویه دیگری نیز به مسئله نگریست و آن منابع ایجاد رقابت پذیری است. منابع ایجاد رقابت پذیری را می توان در سه دسته فناوری، سازمان و نیروی انسانی تقسیم بندی کرد. مزیت رقابتی حاصل از نیروی انسانی دوام و پایداری بیشتری نسبت به سایر مزیت های رقابتی دارند و مدت زمان بیشتری لازم است تا رقبا بتوانند این مزیت های رقابتی را تقلید کنند.
در عصر حاضر ذهن اغلب اقتصاددانان، مدیران صنایع و حتی دولتمردان را به خود مشغول کرده است که چرا برخی از کشورها در رقلبت بین الملل از دیگر کشورها موفق ترند؟ به بیان دیگر بحث رقابت پذیری یکی از مهم ترین دغدغه های تجارت و فعالیت در محیط پویا و رقابتی امروز است. نظریه ای که بتواند بیشتر نیازها و شرایط فوق را پاسخگو باشد، مدل الماس مزیت رقابت ملی مایکل پورتر است. مدل الماس یکی از چند مدل محدود در تحقیقات تجارت بین الملل است که نشان می دهد رقابت ملی در سطح صنعتی معین، شامل چه مواردی است.
بعضی از اقتصاددانان به رقابت ملی به عنوان یک پدیده اقتصادی کلان می نگرند که محرک آن متغیرهایی نظیر نرخ مبادله، نرخ بهره و کسر بودجه دولتی می باشد. دیگران رقابت را تابعی از نیروی کار رازان و فراوان به حساب می آورند. دیدگاه دیگر رقابت را به منابع ملی پیوند می دهد و حتی این بحث مطرح شده که محرک رقابت می تواند سیاست های دولتی باشد و سرانجام عده ای رقابت ملی را متاثر از قابلیت های مدیریت می دانند. اما پورتر معتقد است که هیچ کدام از این توضیحات کاملا رضایت بخش نیست و هیچ کدام از منطق کافی برای توضیح در درون مرزهای ملی برخوردار نیستند.
پورتر در کتاب مزیت های رقابتی ملل در سال 1990 بیان می کند که پایداری مزیت های رقابتی کشورها در سطح صنایع توسط شش عامل با دیگر کشورها قابل مقایسه است و آن را الماس نامید. این مدل ابتدا در 10 کشور که 8 کشور توسعه یافته و 2 کشور در حال توسعه در حال توسعه بودند مورد بررسی قرار گرفت. این کشورها عبارت بودند از: دانمارک، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کره، سنگاپور، سوئد، سوئیس، انگلستان و آمریکا. مدل پورتر شامل چهار عنصر کلیدی است. این مدل به صورت الماسی است که چهار عامل آن به صورت مرتبط، رقابت جهانی یک شرکت را در صنعتی معین، تعیین می کنند. شکل زیر، نمای کلی مدلی را نشان می دهد. گرچه در مدل اصلی تشریح نشده است، اما پورتر به نقش دو عامل دولت و شانس هم در مزیت رقابتی ملی اذعان می کند. البته توجه پورتر به تأثیر نیروی دولت و شانس در رقابت پذیری جهانی باید مورد عنایت قرار گیرد. بدون شک دولت ها نقش چشمگیری در افزایش رقابت پذیری شرکت ها در سطح جهانی دارند، حال آنکه عامل نه چندان آشکار مدل یعنی دولت ها، غیرمستقیم در هر ۴ عامل الماس وجود دارند آن هم از طریق آیین نامه ها، رویه های قانونی و زیربناها.
شانس، اساساً عامل غیرقابل پیش بینی است که سخت می توان آن را شناسایی و عملیاتی کرد. این مورد در حقیقت، عنصر اتفاقی و احتمالی مدل است. پورتر به روشنی تأثیر زیاد زمان، مکان و شانس را در اثربخشی شرکت ها مورد اشاره قرار داد.
اولین عنصر مدل الماس، «شرایط تقاضا»ست. این عنصر، بیانگر سطح تقاضای داخلی است که یک شرکت با آن روبه روست. شرایط تقاضا، همزمان دو عامل کمیت تقاضا (تعداد) و میزان رضایت مشتریان در بازار داخلی (کیفیت) را دربرمی گیرد. به طورکلی، شرایط تقاضا به سطح پیشرفت اقتصادی یک کشور بستگی دارد. مدل پورتر، بیان می کند که یک منبع اولیه تقاضا برای شرکت ها در صنعتی معین، تقاضای داخلی برای آن هاست. بسیاری از مشتریان داخلی، شرکت ها را نسبت به تمرکز بر نیازها و اولویت های مشتریان آگاه می کنند. همچنین حجم تقاضا، شرکت ها را به سطح بالاتری از کارایی و بهره وری سوق می دهد. بنابراین، سطح بالای تقاضا در یک ملت، باعث می شود تا شرکت ها در صنعتی مشخص در سطح جهانی رقابت پذیر باشند، مانند فرانسه در کالاهای لوکس (مثلا لوازم آرایشی و مد) و حضور مداوم کشور سوئیس در صنایع با دقت بالا (مثلا بانکداری و ساعت سازی).
دومین عنصر مدل، شرایط عوامل است. بر اساس نظر پورتر، «شرایط عوامل» شامل تمامی عوامل تولید است که شرکت از آن ها در تجارت و کسب و کار خود استفاده می کند. این عوامل شامل عوامل سنتی تولید، نیروی کار، سرمایه و همچنین مواد خام طبیعی موجود است. از دیگر عوامل تولید می توان به ساختارهای دست سازی اشاره کرد که تجارت را تسهیل می کنند و در برگیرنده سیستم های اصلی زیربنایی مانند: جاده ها، سیستم های آب رسانی و ارتباطات هستند. دیگر عوامل تولید، آن هایی هستند که خاص شرکت هستند نظیر: کارافرینی و خلاقیت. دیگر عوامل می توانند سیستم های آموزشی و حقوقی باشند. پورتر این عوامل را به ۵ طبقه اصلی تقسیم کرده است: منابع انسانی، منابع فیزیکی، منابع دانش، منابع سرمایه ای و منابع زیربنایی. هرچه این عوامل پیشرفته تر باشند، موفقیت بیشتری را برای کسب و کارهایی که در کشور وجود دارند، به ارمغان می آورند. این عوامل، ورودی ها و سیستم های مورد نیازی را تأمین می کند که باعث کسب مزیت رقابتی کسب و کارها در بین رقبای آن ها می شود. بدون این عوامل، شرکت ها مجبور می شوند منابع خود را برای تأمین چنین ساختارهایی برای تجارت و مبادله گسترش دهند.
عنصر سوم مدل، صنایع مرتبط و پشتیبان است. این جنبه از مدل، درباره اهمیت کسب و کارهایی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، صنعتی معین را تحت تأثیر قرار می دهند. پورتر می گوید که شرکت ها به این کسب و کارهای جنبی، به عنوان صنایع مرتبط و پشتیبان نیاز دارند. اینها، اغلب تأمین کنندگان یا توزیع کنندگانی را در برمی گیرند که در خدمت صنعت هستند. در هرحال، این صنایع می توانند شرکت های مشاوره ای، پیمانکاران و یا حتی فعالیت های برونسپاری باشند. مدل، مطرح می کند که هرچه این صنایع قوی تر باشند، صنایع اصلی (مرکزی) نیز قوی تر خواهند بود. فرض اصلی این است که صنایع حمایتی برخوردار از رقابت پذیری بالا، صنعت اصلی (مرکزی) را بیشتر به سوی رقابتی بودن سوق می دهند. به عنوان مثال، کاربرد تکنولوژی های هنر یا تجربیات منابع انسانی پیشرفته جهانی در صنایع مرتبط، به این معناست که صنعت اصلی نیز از چنین تکنیک هایی بهره می برد که به کسب مزیت رقابتی در بازار منجر خواهد شد. به طور مشابه، صنایع پشتیبان که قابلیت های خاصی دارند، مزیت های رقابتی برای شرکت های متبوع خلق خواهند کرد که در نهایت برای مشتری نهایی، ارزش افزوده ایجاد خواهد کرد.
عنصر چهارم مدل، استراتژی، ساختار و رقابت درونی است. این نقطه از الماس، به چند عامل کلیدی استراتژیک شرکت اشاره دارد. «استراتژی»، نوع فعالیت هایی را شرح می دهد که شرکت برای رسیدن به اهداف بلند و کوتاه مدت خود، آنها را به کار می گیرد. این استراتژی، اغلب کاهش رهبری هزینه، تمایز، تمرکز و یا ترکیبی از آن هاست. دیگر استراتژی های معمول شامل: رشد، حفظ و یا ساختاربندی مجدد فعالیت هاست. استراتژی های رشد به سطح رقابت پذیری بالا مربوط می شوند، زیرا توانایی ادامه رشد داخلی یا خارجی، نشانگر سلامت کسب و کار محیطی است. «ساختار» به ترکیب صنعت باز می گردد و اینکه صنعتی متمرکز است یا پراکنده، رقابتی است با انحصاری، جهانی است یا داخلی. یک ساختار شلوغ نشانگر رقابت چندسطحی است و بنابراین سطح رقابت در چنین ساختاری بیشتر خواهد بود. «رقابت درونی» بیانگر تعداد بازیگران و سطح رقابت در شرکت های درون یک صنعت است. سطوح این رقابت، می تواند پرهیجان، متوسط، بدون رقابت و یا جایی بین اینها باشد. رقابت داخلی بالا در یک صنعت، منجر به رقابت پذیری بالاتر شرکت نسبت به رقابت داخلی خواهد شد. به نظر می رسد رقابت داخلی، فراگیرتر از سه عامل دیگر باشد زیرا اغلب نشانگر استراتژی اصلی شرکت و رقباست. بنابراین، فعالیت های بیشتر شرکت به همراه واکنش های بیشتر رقبا در صنعت اصلی، منجر به رقابت پذیری بیشتر خواهد شد.
مهم ترین نکاتی که بر اساس مدل الماس قابل استخراج است عبارتند از:
این بنگاه ها هستند که در صنایع جهانی رقابت می کنند و نه کشورها. بنابراین بایستی محور برنامه های دولت با بنگاه ها و فعالان اقتصادی باشد و نباید دولت جانشین بنگاه ها و یا محدود کننده رقابت آن ها باشد.
مزیت رقابتی یک کشور در صنایع، نسبی است و بایستی پویایی و مزیت و جویایی مزیت های جدید همیشه مورد توجه باشد.
پویا بودن مبنای تولید و رقابت به مزیت رقابتی اساسی می انجامد و مزیت هزینه ای مانند کاهش ارزش پول ملی یا نیروی کار ارزان راه های کوتاه مدت هستند.
زمینه سازی برای استمرار رشد بهره وری در تولیدات صنعتی منتخب، مهم ترین کلید موفقیت در رقابت و تجارت جهانی است.
کامیابی اقتصاد ملی مستلزم ارتقای مستمر صنایع از جهات گوناگون، تقویت زیرساخت های محیط کسب و کار داخلی و همگام با شرایط نوین جهانی است.
در بیشتر موارد، مزیت رقابتی در صنایع، همراه و مستلزم نوعی تمرکز جغرافیایی در هر صنعت و تشکیل خوشه های صنعتی است.
مزیت رقابتی در صنایع یک کشور در طی یک فرآیند و در طول یک دهه ساخته می شود و زمینه سازی ابعاد توان رقابت به صورت کوتاه مدت ممکن نیست.
کشورها مزیت خود را به دلیل تفاوت هایی که ایجاد می کنند به دست می آورند و نه به سبب شبیه سازی ها.
فرآیند حفظ مزیت احتمالا برای بنگاه ها و فعالان درون صنعت دشوار است و نیاز به توجه مستمر و همراهی سیاست های مکمل از سوی دولت دارد.
در مجموع، مدل پورتر که مزیت رقابتی ملت ها را شرح می دهد. شواهد بیشتر از صنایع، بررسی و تحقیق بیشتری از مدل را به عنوان یکی از ساختارهای تحقیق درباره بازرگانی بین الملل می طلبد. چنین تحقیقاتی منجر به ارائه مدل های تئوریک جدیدی خواهد شد که جو کسب و کار پویای بین الملل امروزی را شرح خواهد داد. برندگان آینده کسب و کار جهان، کسانی خواهند بود که از پیشینیان خود درس بگیرند و این گونه مدل ها، در تسهیل این رویه مؤثر خواهند بود.
این محتوا را از دست ندهید: ابزارهای مدیریتی رایگان
منابع:
نصیری سوادکوهی، رضا، محترم، رحیم. بازرگانی بین الملل، تئوری ها و کاربردها با رویکرد مدیریت صادرات و واردات.
آریا، کیومرث. (1392). تجارت بین الملل، نظریه ها و سیاست های اقتصادی. دانشگاه آزاد رودهن.
سالواتوره، دومنیک. تجارت بین الملل، ترجمه: حمیدرضا ارباب. نشر نی.
کانون علمی اقتصاددانان جوان ایران، ویکی پدیا و سایت آکادمی نوبل.
هراتی، جواد، بهراد امین، مهدی، کهرازه، ساناز. (1393). بررسی عوامل موثر بر صادرات ایران، کاربرد الگوی جاذبه. فصل نامه علمی پژوهشی پژوهش های رشد و توسعه اقتصادی، سال ششم، شماره 21.
حقیقی، محمد، حسینی، میرزاحسن. بازرگانی بین الملل، نظریه ها و ماربردها. دانشگاه پیام نور.
اکبرزاده، مریم، زراع، هاشم. تحلیل عوامل موثر بر تجارت ایران با تاکید بر شاخص مدل جاذبه. پنجمین کنفرانس پژوهش های نوین در مدیریت، اقتصاد و حسابداری.
مجله گسترش صنعت
www.radbusiness.ir
برای بهرهمندی از خدمات رادمال، خرید عمده و تأمین مطمئن کالا برای کسبوکار خود، همین حالا وارد فروشگاه رادمال شوید و تجربهای حرفهای، سریع و مطمئن را از نزدیک ببینید.
مشاهده فروشگاه